نشست مجمع عمومی انجمن های پژوهشی

معاونت پژوهش مدرسه علمیه عالی الزهراء(سلام الله علیها) نشست مجمع عمومی انجمن های پژوهشی فقه واصول، تفسیر وعلوم قرآنی وکلام اسلامی این مدرسه در تاریخ 96/11/17 برگزار نمود.
هدف از برگزاری این نشست، ارائه گزارش فعالیتهای یک سال گذشته انجمن های پژوهشی و تبیین برنامه های آینده و ایجاد انگیزه برای همکاری بیشتر اعضاء وانجام فعالیت های پژوهشی بوده است.
در این نشست بعد از قرائت قرآن وخیرمقدم به اعضای انجمن، سرکار خانم آخوندی دبیرهسته مرکزی انجمن فقه واصول، به بیان فعالیت های انجمن فقه پرداخت.ایشان تهیه پرسشنامه جهت شناسایی علاقمندی ها وتوانایی های پژوهشی اعضاء انجمن فقه با عنوان جدول شناسه و راه اندازی کانالی با نام براده های فقه جهت پاسخگویی به سوالات فقهی ونشست با معاون پژوهش استان جهت ارائه ی برنامه های پیشنهادی و نشست اعضای انجمن سه گروه فقه، تفسیر و کلام و اعضای کانون ها (ارائه ی راهکار جهت استفاده از تحقیقات میدانی طلاب و…) و بازدید از پایان نامه ها و منابع دسته اول موجود در کتابخانه ی مدرسه و طرح مسابقه علمی- پژوهشی از طریق کانال براده های فقه و اهدای جایزه به نفر برگزیده و … نشست هسته ی مرکزی انجمن فقه و اصول جهت ارائه ی برنامه های پیشنهادیرا از مهمترین فعالیتهای انجمن برشمرد و سپس کلیپی از فعالیت های پژوهشی که با همکاری انجمن ها برگزار شده بود، پخش گردید.
در ادامه خانم صدیقه بهرامی معاونت پژوهش مرکز مدیریت حوزه علمیه خواهران استان گلستان در زمینه انگیزه بخشی به طلاب جهت حضور بیشتر در فعالیت های انجمن فرمود:
امروز دنیا تشنه مهارت است؛ هر اندازه علم و نظریه کسب کرده باشید تا زمانی که مهارت لازم راکسب نکرده و توان لازم را بدست نیاورده باشید نمی توانید در اجتماع حضور پیدا کنید. ایشان در ادامه گفت: فعالیت های انجمن در سطح سه ادامه فعالیت های کانون در سطح دو می باشد اما در سطح و توان و مهارتی بالاتر. ایشان در ادامه گفتند: اگر می خواهید توان علمی خود را به یک مهارت تبدیل کنید باید در انجمن فعالیت کنید. می توانید برنامه هایی در قالب نشست، کرسی، سمینار، اردو… به هسته مرکزی ارائه داده و بعد از بررسی وتایید آن، به اجرای برنامه بپردازید.
ایشان در ادامه به بیان امتیازات فعالیت های انجمن پرداخته و گفتند: 15درصد از امتیاز نهایی قبولی در سطح چهار به سوابق داوطلبان اختصاص داده شده که 60 درصد آن به فعالیتهای پژوهشی برمی گردد. اجرای کرسی و نشست سه امتیاز پژوهشی در قبولی سطح چهار دارد. در حقیقت یک پنجم قبولی در مقطع دکتری مربوط به پژوهش می باشد.
ایشان در ادامه گفتند: وقتی صنفی به نام طلبه وارد عرصه اجتماع می شود باید پاسخگوی نیازهای مردم و جامعه باشد. بنابراین سعی کنید توانمند وارد اجتماع شوید. اینکه شما توانمندتر باشید و بی تجربه وارد اجتماع نشوید و مهارت های خود را افزایش دهید، حق شماست.
در ادامه این نشست خانم برقرار دبیر هسته مرکزی انجمن تفسیر به بیان فعالیت های این انجمن از جمله تهیه فصلنامه تخصصی تفسیر و علوم قرآنی، وبلاگ پژوهشی، گروه تلگرامی با عنوان روش پژوهش قرآنی الزهراءو…پرداختند و برنامه هایی همچون دیدار پژوهشگران با بزرگان، برگزاری اولین همایش علمی تخصصی، دوره تخصصی آموزش مقاله نویسی و…. را جزء برنامه های آینده این انجمن اعلام نمودند.


در پایان حکم مسئولیت، به اعضاء هسته مرکزی و کارت عضویت در انجمن، به طلاب این مدرسه اهداء شد.

اشتراک گذاری این مطلب!

بررسی تطبیقی شرایط قاضی از دیدگاه فقه شیعه و اهل سنّت

استاد راهنما: حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای دکتر مجتبی ارشاد

استاد مشاور:حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای دکتر سعید شهواری

پژوهشگر: صدیقه نادری

قضاء تركيبي است از اعمال ولايت شرعي در طريق حكم بين مردم براي رفع خصومات. هدف اصلي از قضاوت اسلامي، گسترش عدل، احقاق حق و رفع تجاوز است و به تعبير روايات احياء و تزكيه ارض است. قضاوت بالاصالة و ذاتاً حق خداوند است و اصل اوّلي نفوذ حكم و حكومت الله است و هيچكس بر ديگري تسلط و حق حكم ندارد مگر به اذن پروردگار متعال. نفوذ حكم و حكومت انبياء و اوصياء با اذن حق تعالي و از مواهب اوست چنانكه قضات جامع الشرايط نيز نفوذ حكمشان با فرمان و اذن انبياء و اوصياء است. زيرا قضاوت به نحوي ولايت بر جان، مال و عِرض افراد است؛ هدف از تحقیق پیش رو بررسی دیدگاه اهل تشیع و اهل تسنن درباره قاضی و قضاوت و در نهایت مقایسه نظریات آنان نسبت به یکدیگر است. در مورد شرایط قاضی برداشت های متفاوتی وجود دارد. اکثر فقهای شیعه برآنند که قاضی بایستی متصف به اوصاف مفتی (فتوا دهنده) باشد. در مقابل غالب حقوق دانان اهل سنت شرایط شاهد (بینه) را از ویژگی های لازم برای تصدی قضاء دانسته اند و در حقیقت مقام دادرسی را با شهادت مقایسه نموده اند.

  واژگان کلیدی: قضاوت(دادرسی)، قاضی(دادرس)، اجتهاد قاضی، قضاوت زنان، قاضی تحکیم، بلوغ، عقل.

اشتراک گذاری این مطلب!

آثار توسل به ائمه در زندگي فردي و اجتماعي

استاد راهنما: حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای علی اصغر فضیلت

استاد مشاور: حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای محمد مهاجر مازندرانی

پژوهشگر:زهرا جمالی بهاء آبادی  

هدف از نگارش این پژوهش بررسی آثار توسل در زندگی فردی و اجتماعی می باشد. این نوع پژوهش از نوع توصیفی – تحلیلی بوده و داده ها به روش کتابخانه ای و اسنادی متناسب با اهداف و سوالات تحقیق و با استفاده از فیش جمع آوری و در تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. آنچه با دقت نظر در آیات و روایات بدست آمده این است که موضوع توسل به عنوان یک طریق مسلم و روشن برای نیل به قرب خدا که عالی ترین شرف و شریف ترین کمال ممکن برای انسان در مسیر عبودیت و بندگی می باشد قرار داده شده است. توسل اسباب متفاوتی دارد که توسل به اسماء و صفات خدا و قرآن کریم، عمل پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)و اولیاء الهی راه گشا می باشد. توسل دارای آثار فردی و اجتماعی زیادی می باشد: مانند شکوفایی استعداده، دوری از گناه، دارا بودن روحی خاضع در برابر خدا، بهره مندی از علم و حکمت، عدم سلطه شیطان، تغییر دادن آجال، دفع بلاهای اجتماعی. انسان می تواند با توسل، در تمامی عرصه های زندگی مشکلات را پشت سر گذاشته و طریق سعادت و نیل به کمال الهی را طی کند.

کلید واژه: توسل، ائمه، زندگی فردی، زندگی اجتماعی

اشتراک گذاری این مطلب!

معناشناسی واژه «خَطیئَة» در قرآن

فصاحت و بلاغت قرآن، نظم چينش آيات، ما را وا مي دارد تا در محضر وحي الهي نشسته و حكمت چنين كلامي را در يابيم. يكي از مهمترين امور براي رسيدن به فهم صحيح اين كلام، معنا شناسي واژگان است كه از مقدمات فهم در قرآن كريم به حساب مي آيد. لغويون در هر زباني به تشريح معاني واژ ه ها پرداخته اند. در زبان عربي هر واژه با توجه به ريشه ي اصلي خود و ذيل آن مورد بررسي قرار مي گيرد.یکی از واژگان حوزه گناه در قرآن کریم واژه « الخطيئة » است .در برخی از کتاب­های لغت ، توضیحات بیشتری در  این باره ارائه شده است که به برخی از آنها پرداخته می­شود:

فراهیدی درتوضیح واژه­ی« الخطيئة » می­نویسد؛« الخَطِيئَةُ: أرض يخطؤها المطر و يصيب غيرها »زمینی که باران به آن اصابت نمی­نماید و بر غیر آن زمین(معیّن) می­بارد و در ادامه بر این نظر است که « أَخْطَأَ إذا لم يصب الصواب »خطا هنگامی است که کاری به صواب ( نتیجه ) نمی رسد . «و الخَطَأُ: ما لم يتعمد و لكن يُخْطَأُ خطأ و خَطَّأْتُهُ تَخْطِئَةً » و عدم ارادی بودن در خطا مطرح است(فراهيدى، خليل بن احمد، کتاب العین، ج  4  . قم – ايران:نشر هجرت، دوم، 1410 ه‍ ق ، ص 292).ابن فارس در بررسی ریشه این واژه می نویسد  «الخاء والطاء والحرف المعتلّ والمهموز، يدلُّ على تعدّي الشيء، والذَّهاب عنه »خطا بر زیاده روی برچیزی و رد شدن از آن دلالت دارد. «والخَطَاءُ من هذا؛ لأنّه مجاوزة حدِّ الصواب. يقال أخطأ إذا تعدّى الصَّواب. وخَطِئ يخطأُ، إذا أذْنب، وهو قياسُ الباب؛ لأنه يترك الوجه الخَيْرَ » و خطارا به همین علت نام گذاشتند که از اندازه صواب (نیت فاعل ) تجاوز می نماید و خطا کردن را گناه نامیدند از باب قیاس چون در آن کارجهت خیر ترک شده است (ابو الحسين، احمد بن فارس بن زكريا.معجم مقاییس اللغه، ج  2 . قم- ایران :انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، اول، 1404 ه‍ ق ، ص 198).جوهری در باره این واژه می گوید : «الخطأ: نقيض الصواب، و قد يُمَدُّ  » خطا ضد صواب است . «الْخِطْءُ: الذنْبُ، فى قوله تعالى: إِنَّ قَتْلَهُمْ كانَ خِطْأً كَبِيراً، أى إثْمًا » الخِطء به معنی گناه است مانند آیه که قتل را خطا یی بزرگ می­نامد.اودوواژه­ی« المخطئ» و« الخاطئ» راموردبررسی قرارمی­دهد؛« المخطئ من أراد الصواب، فصار إلى غيره؛ و الخاطئ: من تعمَّد لما لا ينبغى» اولی کسی راگویندکه قصدکاری راداردولی به آن نیت نمی­رسد اما دومی کسی است که به طورعمد،عملی را آنگونه که شایسته نیست انجام می­دهد(جوهرى، اسماعيل بن حماد،تاج اللغه و صحاح العربیه،  جلد1. بيروت – لبنان: دار العلم للملايين، اول، 1410 ه‍ ق ، ص 47).راغب اصفهانی بحث مفصل­تری در باره­ی ریشه­ی این واژه دارد و می­نویسد : «الخَطَأ: العدول عن الجهة»خطا را انحراف از جهت حرکت می­داند. آن را به سه قسم تقسیم می­نماید :

1 - «أحدها: أن تريد غير ما تحسن إرادته فتفعله، و هذا هو الخطأ التامّ المأخوذ به الإنسان » کسی اراده ی غیر نیک کند و همان را اجرا نماید و این خطا ی عمومی است که انسان با آن بازخواست می­شود .مانند آیه : «إِنَّ قَتْلَهُمْ كانَ خِطْأً كَبِيراً؛ الاسرا / 31»

2 -« الثاني: أن يريد ما يحسن فعله، و لكن يقع منه خلاف ما يريد» : شخص با حسن نیت بخواهد کاری انجام دهد اما کار برخلاف نیت ، نتیجه دهد . مانند روایت :« من اجتهد فأخطأ فله أجر   و   وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ »

3 - «و الثّالث: أن يريد ما لا يحسن فعله و يتّفق منه خلافه »شخص در انجام کار ، حسن نیت نداشته باشد اما برحسب اتفاق ،نتیجه کار خلاف آن انجام گیرد. این نوع سوم در قرآن نیامده­است.راغب خطای غیرعمد رانیز بامثال به دودسته تقسیم می نماید؛« من يرمي صيدا فأصاب إنسانا، أو شرب مسكرا فجنى جناية في سكره، و السبب سببان: سبب محظور فعله، كشرب المسكر و ما يتولّد عنه من الخطإ غير متجاف عنه، و سبب غير محظور، كرمي الصّيد»؛ دسته اول مانند؛کسی که برای شکار،تیری پرتاب می­نمایدولی به انسانی اصابت می نمایدودسته دوم مانند کسی که مسکرات نوشیده وجنایتی رامرتکب شده است،دردسته­ی اول خطارخ داده وفعل اصلی که منجربه خطاشده، کاری مباح است که راغب به آن«خطيئة» می­گوید امادر دسته­ی دوم فعلی که منجر به خطاشده،کاری غیرمشروع(شرب خمر) بوده­است که راغب به آن « سَیِّئة» می­گوید (اصفهانى، حسين بن محمد راغب، مفردات الفاظ القران، لبنان – سوريه: دار العلم - الدار الشامية، اول، 1412 ه‍ ق ، ص 287).ابن­منظور هم مانند لغویون ماقبل خود نسبت به ریشه­ی این واژه نظر دارد اما توضیحاتی داده که به قسمت­هایی از آن دقت می­نماییم ؛او می نویسد : «الخَطَأُ و الخَطاءُ: ضدُّ الصواب  »خطا ضد صواب است . «في التنزيل: [وَ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ فِيما أَخْطَأْتُمْ بِهِ] عدَّاه بالباء لأَنه في معنى عَثَرْتُم أَو غَلِطْتُم  »اگر خطا با (ب )  متعدی گردد به معنی اشتباه کردن به کار می رود.ابن ­منظور ازریشه­ی خطا دو واژه­ی شبیه هم می­آورد؛ « الخَطَأُ: ما لم يُتَعَمَّدْ، و الخِطْءُ: ما تُعُمِّدَ »که معنایی متفاوت دارند،واژه­ی؛« الخَطَأُ » به فعلی اطلاق می­گرددکه به غیرعمد صورت گیردو واژه­ی؛« الخِطْءُ » به فعلی گفته می­شودکه باقصدوعمدانجام شود وانجام دهنده­ی کار را اینگونه تقسیم می­نماید؛« المُخْطِئُ: من أَراد الصواب، فصار إلى غيره، و الخاطِئُ: من تعمَّد لما لا ينبغي  »  مُخطی به کسی گویند که نیت خیر دارد ولی نتیجه کارش چیز دیگری می شود اما خاطی کسی است که نیت خیر ندارد.« و الخَطِيئةُ: الذَّنْبُ على عَمْدٍ. و الخِطْءُ: الذَّنْبُ  » و خطیئه به معنی گناه عمدی است و خِطء به معنی گناه است. « قال تعالى: إِنّا كُنّا خاطِئِينَ، أي آثِمِينَ »خاطئین در قرآن کریم به معنای گناهکاران است .واژه­ی « خَطَّاءٌ» صفت برای کسی است که به ­طور مستمر مبتلابه خطاست و آن را ترک نمی­نماید(ابن منظور، ابو الفضل، جمال الدين، محمد بن مكرم. لسان العرب ، ج 1 . بيروت - لبنان: دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع - دار صادر، سوم، 1414 ه‍ ق ،ص 65).

در بررسی لغوی واژه­ی « خطيئة» به این نتیجه می رسیم که منشا اصلی واژه از خطا و اشتباه است همچنین که در قرآن هم گاهی مشتقاتی از آن با همین مضمون یعنی سهو  نیزبه کار رفته است که خدای تعالی این دسته اعمال راموردعقاب قرار نمی­دهد، اما در واژه « خطيئة » خطا به معنای سهو دیگر جایگاهی ندارد بلکه در اینجا بحث از خطا، خطایی است که گناهکار با اراده ی فعل خَطيئة به آن مبتلا می گردد و با انجام و به هدف رسیدن آن ، مرتکب گناه می شودودرمحضرخدای­تعالی موردعقاب است.پس وجه تسمیه ی برخی گناهان به خَطيئة برای این است که هرگناه ، یک خطا در مقابل خدای متعال است.

منبع:

حسيني امين، سيد مرتضي، معنا شناسي گناه در قرآن، گرگان، انتشارات نوروزي، 1395، ص.26

 

اشتراک گذاری این مطلب!

كتاب جامع الاحادیث الشیعه

كتاب جامع الاحادیث ، نوشته سید حسین طباطبائی بروجردی (متوفای ۱۳۸۳ ق) دربردارنده همه روایات فقهی شیعه است و تلفیق اسناد، متون، رتبه‌بندی و نظم خاص از ویژگی‌های آن است.


انگیزه تألیف:

وجود برخی از کاستی‌ها و مشکلات در کتب معتبر حدیثی نظیر وسائل الشیعه، موجب شد آیت الله بروجردی که همواره به اهمیت علم رجال و شناخت اسناد و جایگاه آن در استنباط فقهی تأکید داشت، تألیف اثری را پی گیرد که دربردارنده تمام احادیث فقهی و دارای باب‌بندی مناسب و بدون تکرار و تقطیع باشد. برخی از این کاستی‌ها از دیدگاه وی عبارت بودند از:

1.      تقطیع احادیث که موجب می‌شود مجتهد در مقام استنباط به درستی متوجه فضای صدور حدیث و قرائن موجود در متن نشود.

2.      عدم ذکر آیات مربوط به احکام در ابتدای ابواب
   
3. آمیخته شدن احادیث آداب و سنن با احادیث احکام فقهی

4. نقل نکردن دقیق برخی از احادیث کتب اربعه به طوری که گاه معنای احادیث نقل شده در وسائل الشیعه با احادیث اصلی تفاوت می‌کند.

5. استفاده از ارجاعات مبهمی همچون «تقدّم» و «یأتی» بدون تعیین نشانی دقیق حدیث مورد اشاره.

مهمترین ویژگی‌های جامع الاحادیث:

1.      تقطیع نشدن روایات، مگر در برخی احادیث طولانی مانند وصیت پیامبر اکرم(ص) به امام علی(ع) و حدیث اربعمائه. هر حدیث با سند و متن کامل در یک جا و در مناسب‌ترین باب ذکر شده است.

2.      گردآوری همه روایات یک فرع فقهی در کنار هم. در صورتی که بخشی از احادیث ابواب دیگر بر موضوع یک باب دلالت می‌کرده، آن بخش از حدیث یا مفاد آن با تعیین شماره باب و حدیث در ذیل باب آمده است.

3.      تلفیق اسناد و متون: در صورت اشتراک سند حدیث با حدیث پیشین، بخش‌های مشترک سند تکرار نشده و با عبارت «بهذا الإسناد» مشخص شده است.

4. ذکر شدن آیات مربوط به موضوع هر باب در ابتدای باب به ترتیب قرآنی.

4.      ابتدا احادیثی که بر طبق مضمون آنها فتوا داده شده و سپس احادیث معارض آورده شده، و روایات عام پیش از روایات خاص و روایات مطلق قبل از احادیث مقید آمده است.

5.      جدا شدن روایات سنن، آداب و ادعیه از احادیث مربوط به احکام فقهی، و آوردن آنها در مجلدی جداگانه‌.

6.      تمامی احادیث منقول از کتب اربعه، از مصادر اصلی خود نقل و مکررا با نسخ خطی معتبر مقابله شده‌اند.

7.      این کتاب تمام ابواب و کتاب‌های مرسوم فقهی شیعه، از باب طهارت تا کتاب دیات را پوشش داده و در هر باب، فصول و مباحث فرعی و مفصلی گشوده شده و در ذیل این مباحث باز فروعات فقهی گسترده‌ای آمده و متناسب با هر مبحث و فرع فقهی، احادیث و اخبار مستند بسیاری نقل شده و به این ترتیب یک دوره فقه استدلالی حدیثی شیعه بر مبنای نظریات و اخبار اهل بیت(ع) تدوین و تنظیم شده است


تعداد روایات:

جامع احادیث الشیعه، طبق شمارشی که در چاپ ۳۱ جلدی آن صورت گرفته، ۴۸,۳۴۲ حدیث دارد.

اشتراک گذاری این مطلب!
 
تکنیک های سئو