معرفی پرتال جامع علوم انسانی

پرتال جامع علوم انسانی به آدرس www.ensani.ir  به منظور ایجاد مرکزی برای دسترسی و هم افزایی فعالیت های علمی و پژوهشی در حوزه علوم انسانی با اهداف ذیل آغاز به کار نموده است:

-  ایجاد بانک اطلاعات جامع و روزآمد مقالات، با دسترسی آسان، رویه یکسان و رفع محدودیت های شکلی، زمانی و سازمانی موجود.

- معرفی تخصصی پژوهشگران و اساتید در حوزه های تخصصی علوم انسانی جهت تقویت حقوق معنوی.

-  فراهم نمودن بستری برای جریان سازی و مدیریت محتوای علوم انسانی جهت جلوگیری از تضییع منابع مادی و معنوی جامعه علمی کشور در روندهای تکراری و کلیشه ای کنونی.

-  ایجاد زمینه مساعد برای بومی سازی علوم انسانی در کشور.

وجه تمایز پرتال جامع علوم انسانی با سایر پایگاه داده های مشابه، دسته بندی موضوعی داده های علمی در آن می‌باشد که در قالب بیش از 3200 موضوع، حوزه های مختلف علوم انسانی را شامل می شود. مزیت دیگر پرتال جامع علوم انسانی دسترسی آسان و رایگان مخاطبان به منابع پرتال جامع علوم انسانی می باشد.

 در فاز اول پرتال، ابتدا چارت موضوعی 15 پایگاه اصلی پرتال با مشورت اساتید و صاحب نظران هر حوزه تهیه و بیش از 250 هزار داده علمی جمع آوری شد که 180 هزار داده علمی (شامل مقالات منتشر شده در نشریات مکتوب، مقالات ارائه شده در پایگاه های علمی، نمایه مقالات ارائه شده در همایش ها، نمایه کتاب و نمایه پایان نامه ها) حائز شرایط درج در پرتال جامع علوم انسانی تشخیص داده شده و به مرور زمان در پرتال قرار گرفت. از این تعداد حدود 110 هزار مقاله بصورت تمام متن می باشد.

فاز دوم پروژه با هدف تکمیل بانک اطلاعاتی موجود، بروزرسانی نشریات و اضافه نمودن نشریات جدید آغاز به کار کرد. همچنین 2 پایگاه جدید تربیت بدنی و کتابداری، به پرتال اضافه شده است.

در این مرحله تمرکز پرتال بر جمع آوری مقالات نشریات علمی و تاریخی از ابتدای انتشار تا نشریاتِ به روز متمرکز شده بود. حاصل فعالیت پرتال ، جمع آوری 160 هزار داده علمی بود که حدود 120 هزار داده توسط کارشناسان 17 پایگاه اصلی موجود در پرتال حائز شرایط درج در پرتال تشخیص داده شد.

در فاز دوم برای تعامل بهتر پرتال با نشریات واحد روابط عمومی این واحد تاسیس شد که حاصل تلاش این واحد تا کنون برقرای ارتباط دوسویه با بیش از 300 نشریه فعال موجود در پرتال می باشد که ضمن ایجاد صفحه اختصاصی نشریات علوم انسانی، آخرین شماره نشریات بر روی پرتال قرار می گیرد.

وضعیت فعلی پرتال

در حال حاضر پرتال جامع علوم انسانی با بیش از 340 هزار داده علمی که بیش از 290 هزار داده آن تمام متن می باشد میزبان جامعه علمی و پژوهشگران حوزه علوم انسانی و اسلامی می باشد.

بر این اساس پرتال جامع علوم انسانی از آغاز تا کنون تلاش خود را به خدمت رسانی به جامعه علمی کشور اعم از نشریات، موسسات، صاحبان آثار و پژوهشگران و … مبذول  داشته است؛

-    گردآوری 340 هزار داده علمی حوزه علوم انسانی به صورت طبقه بندی شده با دسترسی آسان و رایگان

-   ایجاد صفحات  اختصاصی نشریات علوم انسانی در پرتال

-   معرفی صاحبان آثار به همراه امکان اختصاص صفحه به هر صاحب اثر جهت بروزرسانی رزومه

-    اطلاع رسانی همایش های ملی و بین المللی حوزه علوم انسانی

o  دریافت بیش از 17000 مقاله تمام متن از نشریات علمی حوزه علوم انسانی و بارگذاری بیش از 13500 مقاله در پرتال جامع علوم انسانی

o  ثبت بیش از 50 نشریه جدید در پرتال و افزایش تعداد نشریات به بیش از 1150 نشریه

o  بازدید روزانه 32 هزار محقق بطور میانگین از پرتال با بیش از 65 هزار صفحه بازدید شده در روز

o  قرار گرفتن پرتال در جایگاه 240 سایت برتر کشور و سومین سایت پربازدید حوزه بازنشر مقالات

o  بروزرسانی بیش از 350 نشریه موجود در پرتال

o  دریافت 12 میلیون بار مقاله تمام متن توسط مراجعین در سال 1394

o ثبت بیش از 1500 شماره نشریه از بیش از 350 نشریه موجود در پرتال 

o  افزایش تعداد مطالب پرتال به بیش از 293 هزار رکورد تمام متن

بدون تردید تامین نیاز هزاران پژوهشگر و دانشجوی علوم انسانی مسیری دشوار و طولانی است که طی کردن موفقیت آمیز آن نیازمند تلاش، همراهی و حمایت مادی و معنوی سازمان ها و مراکز فعال در عرصه علوم انسانی و یاری اساتید، محققان و پژوهشگران در این عرصه است. از این رو پرتال جامع علوم انسانی آماده جذب همکاری های علمی جهت تامین منابع جدید با برقراری تعامل با نشریات تخصصی حوزه های مختلف علوم انسانی، برای قرار گرفتن در پرتال و ارسال آخرین تولیدات علمی از اشخاص یا مراکز و نهادهای علمی ،می باشد.

 

 

جهانی بودن اسلام از دیدگاه آیات

      نگارنده: عاطفه گنجعلی             

جهانی شدن، فرآیندی است که در پی برخی تحولات جهانی و پیشرفت های علمی و فنی در حوزه ارتباطات و رسانه ها و تاثیر و تشدید روابط و تعاملات بین ملت‌ها در زمینه‌های گوناگون، ظهور و بروز پیدا کرده است. این جریان به صورت فراگیر در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جوامع بشری را درگیر مسائل مشترک و فراگیر و چالش های گوناگون نموده و انسان‌ها را با دنیای دگرگون شونده، سیال، گیج‌کننده، نفوذپذیر، غیر معین و ناآشنا و فاقد حد و مرز و غیرقابل کنترل و پیچیده مواجه ساخته است و یکی از مهمترین تاثیرات آن بهبود تاثیر بر وضعیت فرهنگ‌ها و ادیان است1.

 «قرآن کریم کتاب هدایت همه انسانها در همه اعصار است، پهنه زمین و گستره زمان حوزه نور افشانی خورشید هماره تابان قرآن کریم است. نور هدایت قرآن تا آنجاست که مرز بشریت می تابد « وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ»2، «وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ»3، و اختصاصی به عصری خاص یا اقلیمی مخصوص و یا نژادی ویژه ندارد.

خدای سبحان در تبیین قلمرو و رسالت پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ»4 .

بنابراین رسالت آن حضرت جهانشمول و ابدی و کتاب و جهانی و جاودانه و قوم او نیز همه افراد بشرند، نه گروهی از مردم حجاز، قلمرو انذار پیامبر اکرم (ص) نیز گستره عالمیان و همه افراد بشر معرفی شده است.« تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا»5، «نَذِيرًا لِلْبَشَرِ»6.

اما گاهی این سوال مطرح می‌شود که چرا اسلام که در شبه جزیره عربستان ظهور یافته دین جهانی است و مخصوص اعراب نیست؟

خواجه طوسی در بیان جهانی بودن دعوت پیامبر اسلام (ص) می گوید: «السمعُ دلّ علی عموم بنوته (ص)»، و علامه حلی در شرح این سخن خواجه چنین آورده است: «ذهب قوم من النصاری الی انّ محمداً (ص) مبعوثٌ الی العرب خاصۀً و السمع یکذب قولهم هذا». گروهی از مسیحیان بر این باور بودند که حضرت محمد (ص) از سوی خداوند، تنها به پیامبری عراق مبعوث شده است در حالی که ادله نقلی آیات و روایات این سخنان آنها را تکذیب می‌کند7. آیات قرآن در این رابطه به دو دسته تقسیم می‌شوند:

دسته اول: آیاتی که صریحاً بر جهانی بودن رسالت و دعوت پیامبر دلالت آشکار دارند.

-         «تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا8؛ بزرگ است خداوندی که قرآن را بر بنده خود نازل فرمود تا همه جهانیان را متذکر و خداترس گرداند»

«قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا9؛ (ای رسول ما به خلق) بگو که من بر همه شما جنس بشر رسول خدایم»

آیات بیان شده تنها بخشی از آیات قرآن است که بر عمومی بودن پیام قرآن دلالت دارند.

برخی بر پیام جهانی قرآن و برخی بر رسالت جهانی پیامبر اسلام تاکید می ورزند. اعلام جهانی بودن قرآن و رسالت پیامبر اسلام (ص)، هم انسانهای اصل نزول و هم انسان‌های عصر های بعدی را به گونه ای یکسان شامل می‌شود و این چیزی جز جاودانه بودن پیام و رسالت پیامبر نمی باشد.

دسته دوم: آیاتی که بر حفظ و تلاوت قرآن و در امان بودن همیشگی آن از هرگونه تحریفی دلالت دارند. از آنجا که قرآن می‌گوید که کتاب آسمانی مسلمین است، جاودانگی و سلامت قرآن بر جهانی بودن رسالت پیامبر اسلام نیز دلالت دارد10.

«قرآن کتابی جامع است که به همه ابعاد زندگی بشر در دنیا و آخرت پرداخته و کلیات مربوط به هدایت و گاهی جزئیات امور را بیان کرده است، از جمله به مباحث عقاید، مانند: مبدا، معاد، نبوت و امامت پرداخته است، همانطور که به مباحث اخلاقی و قصص و داستان های امت های پیشین پرداخته است. قرآن بسیاری از قوانین مربوط به ازدواج و طلاق، سیاست، جنگ و صلح، عبادات و غیره را بیان کرده است.

جامعیت قرآن، رمز جاودانگی و جهانی بودن و حیات قرآن و یکی از پیش فرض های بنیادین تفسیر است که در فهم و تفسیر آیات و پیام گیری از آنها و انطباق آن بر موضوعات جدید تأثیر شگرف دارد. اگر به این اصل توجه نشود، قرآن کتابی تاریخی می‌شود که مقید به زمان و مکان و فرهنگ و ملت خاص است»11.

صریحترین سخن قرآن در این خصوص مربوط به آیه زیر است:

«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ12؛ البته ما قرآن را بر تو نازل کردیم و ما هم آن را محققا محفوظ خواهیم داشت».

و آیه زیر نیز این حقیقت را مورد تاکید قرارداده است:

«وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ لَايَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ13؛ این کتاب به حقیقت صاحب عزت (و معجزه بزرگ) است. که هرگز از پیش و پس (گذشته و آینده حوادث عالم) باطل بدان راه نیابد (و تا قیامت حکومت و حکمتش باقی است) زیرا آن فرستاده خدای (مقتدر) حکیم ستوده صفات است.»

«در امان بودن قرآن از هرگونه تحریف در بستر زمان، که مفاد صریح آیات بالاست، جاودانگی و ابدیت قرآن را اثبات می‌کند، می‌توان بر آیات بالا، آیات تحدی قرآن را نیز افزود، زیرا این گروه از آیات، همه منکران الهی بودن قرآن را از عصر نزول تا امروز (بدون اختصاص به زمان معین) در آوردن همانند قرآن دعوت نموده‌اند و این علاوه بر اعجاز، جاودانگی و جهانی بودن قرآن را نیز به اثبات می‌رساند»14.

روایات بسیاری نیز بر ابدیت جهان شمولی قرآن تأکید دارندکه برخی از آنها در ذیل آمده است:

امام رضا علیه السلام فرمود: «قرآن از زمان، گرد کهنگی نمی‌گیرد و بر زبان ها سنگینی نمی‌کند، زیرا برای یک زمان خاص نیامد، بلکه راهنمای برهان و حجت بر هر انسانی است. باطل را نه در حال و در آینده در آن راهی نیست، زیرا از سوی خداوند حکیم و ستوده نازل شده است»15.

امام باقرعلیهاالسلام می فرماید:«… واگر آیه ای که درباره قومی نازل شده است به سبب مرگ آن قوم، آن آیه نیز بمیرد (یعنی بی اعتبار شود) در این صورت دیگر از قرآن چیزی باقی نمی‌ماند، لیکن قرآن در جریان است (زمان بردار نیست) تاآسمانها و زمین برقرارند.

علاوه بر دو روایت بالا در روایات بسیار دیگری است که در بیان همین حقیقت از معصومین رسیده، حدیث ثقلین نیز که با سندی از پیامبر اسلام روایت شده‌است، بر ابدیت و جاودانگی قرآن دلالت آشکار دارد. در پرتو آیات و روایاتی از این دست و ادله و اسناد فراوان دیگری که همواره مورد توجه و استناد مسلمانان قرار داشت، اعتقاد به در امان ماندن قرآن از هر گونه تحریف(نقص یازیاده) دربسترتاریخ، همواره مورد اتفاق همه مذاهب اسلامی بوده است. طبق همین باور همگانی، قرآن موجود، با 6236 آیه در قالب 114 سوره، همان قرآن نازل شده بر پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله است، نه آیه ای برآن  افزوده و نه آیه ای از آن کاسته شده است»16.

نتایج بررسی در آیات و روایات حاکی از آن است که اسلام دین جهانی و ابدی می باشد.

 پی نوشت

1-    نکوئی سامانی، مهدی، نشریه علمی- ترویجی معرفت اسلام و جهانی شدن، معرفت شماره 133، دی ماه 1378.

2-    سوره مدثر(31)

3-    سوره قلم (52)

4-    سوره سبا (28).

5-    سوره فرقان (1).

6-     سوره مدثر(36)

7-    جوادی آملی، تسنیم تفسیر قرآن کریم، ج اول، چاپ پنجم، قم: اسراء، 1384، صص 32-31.

8-    سوره فرقان(1).

9-    سوره اعراف( 158).

10-   کلانتری، ابراهیم، قرآن و چگونگی پاسخگویی به نیازهای زمان، چاپ دوم، قم: معارف، 1386، صص 67-65.

11- رضایی اصفهانی، محمدعلی، منطق تفسیر قرآن، ج اول، چاپ پنجم، قم، مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی (ص)، 1396، صص 172-170.

12-  سوره حجر(9)

13-  سوره فصلت ( 42-41).

14-   کلانتری، ابراهیم، همان، ص67.

15-  حکیمی، محمد رضا، ودیگران، الحیات، ج دوم، 1368، ص147.

16-کلانتری، ابراهیم، همان، ص 68.

مبانی هنری قصه های قرآن (قسمت سوم)

نگارنده: فاطمه صغری برقرار

آثار قصه های قرآنی قصه های قرآن گذشته از پیام ها و عبرتهایی که در آن وجود دارد، آثار و نتایجی نیز داردو آنچه وجود این آثار را تایید می کند، این است که از مجموعه قصه های قرآن به صورت طولی و از یکایک آنها در هر سوره به صورت عرضی تاثیرات خاصی به ذهن القا می شود. برای دریافت این آثار، لازم است نخست به کارکرد و تاثیر اصلی قصه اشاره کرد. کارکرد اصلی همه گونه های هنری، از جمله قصه، گذشته از پیام های محتوایی شان، انگیزش عاطفی و القای نفسانی است. همان قدر که یک قطعه موزیک یا تابلو نقاشی در روح و جان انسان اثر می گذارد و رگ عواطف آدمی را به جنبش در می آورد، یک قصه نیز می تواند درون انسان را به جنبش و هیجان وا دارد. این هیجان و خلجان روحی، همان وحی عاطفی و فکری است که پیامبر هنر به ارمغان آورد. اگر وجوه این افاضه روحانی درک شود، آن گاه در می یابیم که چرا بخشی از قرآن به زبان قصه فرود آمده است1. در دل قصه های قرآن اثراتی نهفته است که در ذیل به شرح آن می پردازیم: 1- کاستن از فشار عاطفی شدید بر پیامبر اسلام و مومنان اعمال و گفتار مشرکان، روح و جان پیامبر و مومنان را سخت آزار می داد. در برابر مکر و خیانت مشرکان، به راستی سینه پیامبر احساس تنگنا می کرد: خداوند در سوره حجر در آیه 97 فرمودند: «و می دانیم که تو از گفتارشان دلتنگ می شوی». این فشار روانی آنقدر شدید بود که حتما باید مهار می شد و در پرتو لطف خاص خداوند به آرامش می گرایید. از این آیه و امثال آن معلوم می شود که خدای رئوف چه اندازه نظر لطف و مرحمت نسبت به پیامبر اکرمش داشته و او را می نوازد و به وی نوید می دهد و از روی شفقت خبر می دهد که ما می دانیم که چقدر سینه او از گفتار رکیک آنها تنگ می شود. (تو اعتنا نکن و از آنان روی بگردان و توجه به حق تعالی نما و خدای بزرگ خود را تسبیح کن)2. خداوند در سوره هود آیه 120 می فرماید: هر خبری از اخبار پیامبران را برایت حکایت می کنیم تا تو را قوی دل گردانیم اینکه در قصه موسی (قصص، آیات 6-3) از وراثت زمین برای مومنان سخن می رود، تصادفی نیست. این تاکیدی است بر آن وحی عاطفی که جان پیامبر را از فشار روحی رهایی می دهد و نهال امید را در دلش بالنده تر می سازد. خداوند در این آیات اشاره به این موضوع دارد که به زودی همان رفتاری را که با دشمنان موسی داشتیم با دشمنان پیامبر گرامی اسلام هم انجام می دهیم3. 2- هدایت عواطف به سمت بیزاری از جلوه های زشت قصه‌های قرآن، همپای امیدبخشی و آرام سازی، به مومنان می فهماند که صرفاً دوست داشتن و عاطفه ورزیدن کافی نیست. مومنان باید همان قدر که پاکی ها را می‌ستایند، از لحاظ عاطفی به جنگ ناپاکی ها روند. بدین سان، بیزاری از جلوه‌های زشتی و فساد و گمراهی در قراردادهایشان پرورش می‌یابد. در قصه آدم مخاطب به راستی در فضایی قرار می‌گیرد که لبریز از نفرت و بیزاری از ابلیس و نیروهای شیطانی است. در این قصه، دشمنی میان آدم و شیطان بسیار هنرمندانه ترسیم می‌شود و امتداد این دشمنی به مومنان تلقین می‌گرد4 . 3-تبشیر و انذار قرآن به شیوه ای کاملاً تجسمی و عینی، مومنان و کافران، جلوه های رحمت و انتقام پروردگار را لمس می کنند. صحنه های امید بخش زندگی و پیروزی مومنان، در کنار مناظر هلاک و آوارگی و زبونی کافران، همچون سمفونی باشکوهی جلوه می‌کند که ساعتی مخاطب را در خویش فرو می‌برد و گوشه گوشه‌ی جانش را گاه از امید و گاه از بیم لبریز می سازند. در رهگذر همین تبشیر و انذار است که هم مومنان نسبت به راهی که می روند اطمینان و یقین می یابند و هم کافران در عقیده خویش تزلزل و پریشانی پیدا می‌کنند5. جلوه هایی ناب از این نقش عظیم را در قصه‌های سوره اعراف، شعرا و قمر می‌توان دید. در سوره قمر آیه 9 خداوند به پیامبر(ص) می فرماید: «تو از تکذیب کافران در تنگنا مباش که تکذیب، عادت و رسم آنان می‌باشد که با نوح پیامبر نیز اینگونه رفتار کردند»6. و این بود گوشه کوچکی از رمز و رازهای قصه‌های قرآن که از این پس تامل بیشتری در آن داشته باشیم.

منابع :

1- ابوالقاسم حسینی، مبانی هنری قصه‌های قرآن، چاپ دوم، انتشارات دارالثقلین،۱۳۷۸، صفحه ۲۴۳

2- نصرت بیگم امین، تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن، چاپ اول، جلد 7، بی نا، 1361، ص160.

3- سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، چاپ دوم، جلد16، موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1390، ص7. 4- ابوالقاسم حسینی، همان، ص244.

5- همان، ص247.

6- سلطان علی شاه، بیان السعاده فی مقامات العباده، چاپ دوم، جلد4، موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1408، ص128.

چرائی دین در زندگی

کرسی آزاد اندیشی : چرائی دین در زندگی در تاریخ:97/2/31 در مدرسه علميه عالی الزهراء(س)‌ گرگان ارائه گرديد

 ­ارائه­ کننده اول:فریده ساوری  ارائه کننده دوم: سارا برومند و ارائه کننده سوم: مریم سلیمانی همچنين استاد منتقد : دکتر محمدحکیمی و استاد داور: خانم ضیاء حسینی              

ارائه کننده اول: فریده ساوری

جدی ترین سوال در حوزه فرهنگ دینی این است که چرا بشر به دین نیاز دارد و این نیاز ریشه در کجا دارد؟ این سوال اکنون با دقت و شدت بیشتری مطرح است. در برخی افکار و اندیشه هایی که از جانب مخالفین ادیان مطرح است و گرایش و نیاز به دین مورد تحلیل قرار گرفته عللی همچون وجود ترسی پایدار در وجود انسان، جهل نسبت به تحلیل پدیده های عالم و یا مسائل اقتصادی و…. مطرح شده است

گروه اول: برهمن ها

برهمن ها بر اساس مبانی و دیدگاه های عقلی شبهه ای را در مورد ضرورت بعثت انبیاء ذکر کرده اند که جامعه بشری به پیامبران نیاز ندارد بلکه از پرتو عقل می تواند راه زندگی را بپیماید. آنها می گویند بشر با وجود عقل از راهنمائی های دین و وحی پیام آوران بی نیاز است. برهمن ها برای نفی نیاز انسان به پیامبران الهی عناصر منطقی را برای این شبهه مطرح کرده اند که عبارتند از: 1. مسلمانان معتقد به ضرورت بعثت انبیاء می باشند. 2. در حالی که عقل به تنهایی می تواند راهگشای انسان باشد پس نیاز به وحی و دین نیست. 3. در نتیجه جامعه بشری به هدایت پیامبران از طریق وحی نیاز ندارد.

گروه دوم: سکولارها (مانند: اویلسون، آلبرکامو، برتراند راسل)

برتراند راسل معتقد است علت دینداری و نیاز به دین در انسان ها دو عامل ترس و جهالت می باشد. او می گوید چیزی که سبب اعتقاد به دین شده، ادله عقلی نیست بلکه احساسات است. او می گوید انسان های ابتدائی در زمانی که هنوز علم و تکنولوژی پیشرفت نکرده بود عوامل طبیعی حوادث و پدیده ها را نمی  دانستند مثلا هنگام بارش باران یا سیل و زلزله و…    معتقد می شدند که این حوادث نتیجه خشم نیروی مافوق طبیعی است و نام او را خدا می گذارند.

او معتقد است به خاطر ترس از حوادث وحشتناک، انسان خود را نیازمند به یک پشتوانه معنوی می داند که او را در برابر این احساس ترس، آرامش دهد از آن روی به موجودی آرامش دهنده بنام خدا قائل شده است.

او در کتاب چرا من مسیحی نیستم می گوید: دلیلی بر باور به اصول اعتقادی از لحاظ منطقی وجود ندارد. قوانین دینی نادرست و بیشتر مضر است تا مفید و اگر اخلاقیات سنتی و دینی کنار برود با اخلاقیات عقلانی می توان به مبناهای درست زندگی دست یافت.

3. نظر مستشرقین از جمله دکتر سروش

آنها می گویند نیاز به دین نداریم عقل برای تشخیص امور کافی است. آنها برای نظر خود چند دلیل می آورند که به ذکر آن دلایل می پردازیم:

1.      دین صامت است یعنی شما فهمی را عرضه می کنید و به کتاب و سنت معنا می بخشید و معرفت دینی و شناخت گزاره های دین تابع معارف بشری است و دین دچار قبض و بسط می شود و هیچ گاه در یک سطح نمانده است.

2.      معرفت دینی و شناخت گزاره های دینی نسبی و عصری و مختص به زمانی خاص بوده و به طور مطلق صحیح نیست.

3.      چیزی به نام اسلام و کلام خدا و پیامبر(ص) نیست بلکه گزارش تجربیات دینی پیامبر و عارفان پس از اوست.

4.      بعثت پیامبران و آمدن ادیان بخاطر برخورداری انسان ها از حیات ابدی است و برای اصلاح و آبادانی دنیای انسان ها نیامده است.

5.      احکام اسلام ابدی نیست و احکام اجتماعی اسلامی مربوط به زمان پیامبر (ص) بوده و اسلام فقط یک سلسله اصول و ارزشهای کلی را به عنوان اصول جاودانه ارائه داده است.

6.       خاتمیت به معنای بی نیاز شدن انسان از مکتب انبیاء است. بشر به تدریج تکامل می یابد و به تذکار انبیاء بی توجه است.

7.      دین، جامع نیست و کمال آن حداقلی است.

8.      حضور دین در عرصه های مختلف حیات بشری موجب ایدئولوژیک شدن و عرضی شدن آن می شود.

شبهه: دین مایه خشونت و عقب ماندگی

یکی از شبهاتی که اخیرا از طریق افراد ضد دین مطرح یافته و منتشر شده این است که دینداری مایه خشونت و عقب ماندگی و عدم پیشرفت است و دین امری دست و پاگیر و مانع تکنولوژی است، در حالیکه بی خدایان برق و تلفن، واکسن بیماری ها کشف می کنند و به کره ماه قدم می گذارند.

آنان چنین بیان می کنند که: 1400 سال است که مردم خاورمیانه یکدیگر را بخاطر اعتقادات خود می کشند در حالی که خود را دارای کاملترین دین و بهترین امت می دانند. آنان با کشتار دگر اندیشان خود را بهشتی می دانند و معتقدند که برای رسیدن به حوری و جوی عسل باید با کشتار، دین خدا را گسترش داد.

ارائه کننده دوم: مریم سلیمانی

در مورد اینکه کدام دین حق است و مایه نجات بشر سه نظریه وجود دارد. 1-انحصارگرایی 2- کثرت گرایی که نظریه جان هیک است معروف به پلورالیسم دینی3-  نظر اسلام است.

کثرت گرایان معتقدند ادیان گوناگون ضمن فراخوانی مردم به سوی خدا و بر اساس شیوه ای که خود ارائه می‌کنند تعارضی با دیگر ادیان ندارند، بلکه آنها را نیز راه های درست و پیمودنی به سوی خدا می‌دانند و قائلند پلورالیسم دینی مبانی گوناگون عقلی و نقلی حتی در خود دین دارد .از جمله:

1-  آیات قرآن صریحاً اصل “عیسی به دین خود و موسی به دین خود” را تایید می‌کند و هرگز اهل کتاب یا حتی کافران و مشرکان را طرد نمی‌کند آیه «لکم دینکم ولی دین» می گوید کافر و بی دین هم خودی است.

2- مسلمان نبودن عیب و عار نیست و مسلمان بودن هم شرط لازم رستگاری نیست.

3-   کثرت را خدا خواسته است: آنها معتقدند نخستین کسی که بذر پلورالیسم دینی را پاشیده خود خداست او راه های گوناگونی به سوی خود تعبیه کرده انسان ها را به سلوک و پیمودن آنها فراخوانده است. در  آیه ۴۸ سوره مائده آمده است: برای هر یک از شما امتها، شریعت و راه روشنی قرار دادیم و اگر خدا می خواست شما را یک امت قرار می‌داد ولی خدا خواست تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید پس در کارهای نیک بر یکدیگر سبقت بگیرید». و  در آیه ۱۱۸ و ۱۱۹ سوره هود آمده است: «و اگر پروردگار تو می خواست قطعاً هم مردم را امتی واحد قرار می‌داد درحالیکه پیوسته در اختلاف اند.

دکتر سروش می گوید: (اولین کسی که بذر پلورالیسم را در جهان کاشت، خود خداوند بود که پیامبران مختلف فرستاد و بر هر کدام ظهوری کرد و هر یک را در جامعه ای مبعوث و مأمور کردو بر ذهن و زبان هر یک تفسیری نهاد و چنین بود که کوره پلورالیزم گرم شد. کثرت گرائی و پلورالیزم، خواست خداوند است او خود مذاهب گوناگون، مردم گوناگون و طبیعت متکثر را خلق کرده است.)

دکتر محمود بینا در پاسخ به این پرسش که آیا یک دین می تواند راهش به خدا نزدیک تر باشد یا نه؟ می گوید: با توجه به این که خداوند در آیه 48 بقره فرمود: (فاستبقوالخیرات) و انسان ها را به مسابقه در کارهای خیر دعوت کرده، اگر در یک دین چنان امکانی بیشتر باشد، دعوت خداوند به مسابقه غیر عادلانه خواهد بود. در مسابقه برای آن که عادلانه باشد همه باید از شرایط یکسانی برخوردار باشند پس از این آیه استفاده می شود که هر یک از ادیان الهی راه رسیدن به خداست. لذا خداوند فرمود: اگر می خواستیم شما را امت واحد قرار می دادیم، ولی این کار را نکردیم، حالا که امت های گوناگید پس (فاستبقوالخیرات)

4. کفایت توحید و عمل صالح

کثرت گرایان معتقدند معیار حقانیت و نجات انسان، ایمان به خدا و آخرت و هم چنین عمل صالح است و چون ایمان و عمل صالح در سایر ادیان نیز یافت می شوند، پس همه ادیان هم بر حق و نجات بخش اند.

در آيه 62 سوره بقره آمده است: (در حقیقت کسانی که به اسلام ایمان آورده و کسانی که یهودی شده اند و ترسایان و صائبان، هر کس به خدا و روز پسین ایمان داشت و کار شایسته کرد، پس اجرشان را پیش پروردگار خواهند داشت و نه بیمی بر آنان است و نه اندهناک خواهند شد.)

5. آمیختگی حق و باطل

گفته اند: چون حق و باطل به هم آمیخته اند و هیچ چیز خالص در جهان یافت نمی شود پس اصحاب هر فرقه مجازند بر طریقه خود بمانند. در سوره رعد آیه 17 همین مضمون آمده است.

دکتر سروش می گوید: هیچ چیز خالصی در این جهان یافت نمی شود. خداوند هم بر این نکته انگشت تأیید نهاده است. آن جا که می فرماید: (أنزل من السماء ماء فسالت أودیه بقدرها) آبی که از آسمان فرو می ریزد ناچار با گل و لای آمیخته می شود و کف بلندی بر آن می نشیند. حق و باطل چنین به هم آمیخته اند. امام علی (علیه السلام) نیز فرمود: حق خالص و باطل خالص اگر وجود داشتند هیچ کس در گزیدن حق و ترک باطل تردید نمی کرد. بنابراین اصحاب هر فرقه مجازند که هم چنان بر طریقه خود بمانند.

6. صراط های مستقیم

آیاتی که تعبیر صراط مستقیم را بدون الف و لام تعریف و به صورت نکره آورده و بدین معناست که چند صراط مستقیم وجود دارد و هر پیامبری برای خود و امتش یک صراط مستقیم دارد، پس برای رسیدن به خدا صراط های مستقیم وجود دارد نه یک صراط مستقیم. در سوره زخرف آیه 43 آمده است: (فستمسک بالذی أوحی إلیک إنک علی صراطٍ مستقیمٍ)

دکتر سروش نیز می گوید: این نکته را باید به گوش جان شنید و تصویر و منظر را باید عوض کرد و به جای آن که جهان را واجد یک خط راست و صد خط کج و شکسته ببینیم باید آن را مجموعه ای از خطوط راست دید که تقاطع و توازی ها و تطابق هایی با هم پیدا می کنند.

و آيا این که قرآن پیامبران را بر صراطی مستقیم (صراطٍ مستقیمٍ) یعنی یکی از راههای راست نه تنها الصراط المستقیم می داند به همین معناست؟

ارائه کننده سوم: سارا برومند

از نظر اندیشمندان غربی دیدگاه های مختلفی در مورد منشأ اعتقاد به خدا و پیدایش دین مطرح شده است که در ذیل به برخی از این نظرات اشاره می شود:

.۱ دیدگاه فروید در مورد منشأ دین:

فروید ترس را منشأ اعتقاد به خدا و پیدایش دین داری پنداشته و اینگونه گفته است: حوادث بی حس و سوانح بی رحمی که حیات ما را تهدید می‌کند، اگر آنها را به طبیعت کور و کر نسبت دهیم احساس نا امنی و بی پناهی به شدت ما را اذیت و آزار می‌دهد زیرا هیچ راهی برای کنار آمدن یا مقابله با آن نیروهای بی‌روح و انعطاف ناپذیر وجود ندارد. اما اگر آن نیروها را به موجودات ذی شعور و دارای عواطف نسبت دهیم، در صورت لزوم خواهیم توانست از طریق التماس و عبادت و قربانی‌ها دل ان موجودات زنده را به دست آوریم. آدمیان به جای همه عوامل ترس آفرین به منشأ مشترکی معتقد گشته و آن را خدا نامیده اند و در حقیقت خدا مخلوق انسان است نه خالق او.

2. مارکسیست و دین

 از نظر مارکسیست ها بشر در ابتدا زندگی اشتراکی داشته است  وقتی که زندگی ابتدایی و قبیله ای بوده است درآن زمان اساساً دینی وجود نداشته به علل خاصی مالکیت پیدا می‌شود و جامعه طبقاتی به وجود می‌آید. وفئودالیسم و بعد از فئودالیسم کاپیتالیسم پیدا می شود طبقه حاکم به وجود می‌آید و طبقه محکوم مظلوم و رنجبر و زحمتکش. در جامعه فئودالیستی و کاپیتالستی طبقه حاکم برای این که منافع خود را حفظ کند دین را اختراع می کند تا طبقه ی محکوم در مقابل او قیام نکند. دین وسیله ای است، برای طبقه ی مظلوم و محکوم از طرف طبقه ی ظالم و حاکم و به مانند افسار و پوزبندی برای طبقات زیرین.

اگر طبقات از بین برود دین هم خود به خود از میان مردم خواهد رفت، دین یک ابزار و دام و شبکه ای است که طبقه حاکم نصب کرده است. وقتی خود آن طبقه از بین رفت ابزار کارش هم از میان می رود. خلاصه این که مساوات کامل برقرار کنید، دین از میان خواهد رفت.

3- نظریه هیوم

هیوم در مورد اینکه چرا مردمان نخستین به دین گرایش پیدا کرده اند می گوید: آنها در برخورد هر حادثه ای آن حادثه را معلول علتی می پنداشتند، از سوی دیگر ازآنجا که بسیاری از این حوادث و رویدادها در تعارض و تضاد با یکدیگر بودند آنان به این مطلب رسیدند که آن پدیده ها علت واحدی ندارد و به وجود علل متعددی برای آن حوادث معتقد گردیدند. و از آنجاکه از سطح اندکی از تعقل برخوردار بودند توانایی شناخت آن علل را نداشتند همچنین قدرت پیش بینی این حوادث را نداشتند و نمی توانستند از بلایا و مصیبتهایی که این حوادث بر آنان تحمیل می کرد جلوگیری کنند لذا دائماً میان مرگ و زندگی، بیماری و سلامتی، خوشی و ناخوشی در حرکت بودند و به همین خاطر انسان اولیه این علل ناشناخته را مایه امیدها و بیم های خود می دانست و با انجام آیینها و مراسم خاص و قربانی سعی در جهت جلب رضایت آن علل و جلوگیری از غضب و خشم آنها می نمود زیرا آن علل را همانند خود دارای احساسات، عواطف، خشم و غضب و. حتی دارای اندامهایی مانند خود می پنداشت.

4- نظریه اسپنسر

از نظر اسپنسر علت گرایش مردمان بدوی به دین و خدایانی که درحقیقت ارواح نیاکان و حاکمان آنان بودند، جلب توانایی و تاثیرات آنان در زندگی دنیوی خود بوده است بدین معنا که با مراسم و … در صدد استفاده از قدرت آنان بوده اند. از نظر اسپنسر دو ترس باعث پیدایش دو چیز شد: یکی ترس از مردگان که باعث پیدایش دین شد و دیگری ترس از زندگان که باعث پیدایش دولت شد. اعتقاد به روح و ارواح برای مردگان و اشیا مبدا اعتقادات دینی گشت.

با این حال آیا بهتر نیست پس از گذشت سالها از خلقت انسان و اینکه بسیاری از علل حوادث کشف شده است نام دین را کنار بگذاریم؟ چرا که در جهان امروز انسان برا ی هر معلولی علتی را کشف می کند و برای هر رخدادی دلیلی دارد آیا هنوز زمان آن فرا نرسیده که علم و عقل انسان جایگزین دین شود؟ همانطور که در اروپا و آمریکا و  کشورهای غربی که دین نادیده گرفته شده پیشرفتهای چشمگیری داشتند و حرف اول جهان را بعضی از همین به اصطلاح بی دین ها می زنند؟

به نظر می رسد جوامع دینی بخاطر محدودیت هایی که دین به آنها تحمیل کرده در عقب ماندگی به سر می برند و بالعکس در غرب هر روز شاهد مدرنیته شدن و پیشرفت هستیم و این در حالی است که در دین گزاره های غیرقابل قبول فراوانی یافت می شود از جمله قیومیت مرد بر زن،ارث بیشتر مردنسبت به زن و دهها مورد از این گونه بی عدالتی ها…..

استادمنتقد : استاد حکیمی

یک سری اصولی است که برای پاسخ به این شبهات باید به آنها دقت کنیم.

1. دین حقیقت است و ما هیچ دلیلی در تاریخ فلسفه نداریم که خدا وجود ندارد.

2. دین پشتوانه اخلاق است.

3. دین معنا کننده زندگی است، هدف زندگی را بیان می کند.

4. دین معنا کننده رنج ها و مشکلات ماست.

5. دین به ما آرامش می دهد. بزرگترین لذت زندگی آرامش است. روانشناسی هم این امر را تأیید می کند. بین روان انسان با دین علقه ای برقرار است. دین ریشه در جان بشر دارد.

6. در جواب راسل که می گوید ترس باعث گرایش به دین شده می توان گفت: این حرف یک ادعای بدون دلیل است. حال اگرفرض کنیم ترس، جهل، استثمار باعث گرایش به دین شده، آیا چون انگیزه بد است انگیخته نیز بد است؟ به عنوان مثل بیماری، مرگ و میر باعث بوجود آمدن علم پزشکی شده است، آیا می توان گفت چون مرگ و میر و بیماری بد است پس علم پزشکی نیز بد است؟

7. علاوه بر این اگر بگوییم منشأ دین ترس بوده تالی فاسد دارد ولازمه آن این می شود دینداران ترسوترین مردم بوده اند آیا پیامبر اسلام (ص) وامام علی (ع) وامام حسین(ع) ترسو بوده اند؟

8. در جواب این مطلب که دین موجب کشت و کشتار بوده است می توان گفت: بزرگترین جنگی که بشر داشته، جنگ جهانی اول و دوم بوده که مرگ میلیون ها انسان را به دنبال داشته یا حمله مغول و اسکندر به ایران، هیچکدام برای دین نبوده است. تنها اندکی از جنگ ها مثل حمله مسلمان ها به ایران به خاطر دین بوده است.

9.یک سوالی که می توان در اینجا مطرح کرد این است که آیا گزاره های دینی با عقل تعارض دارد؟ چرا ما به دین نیاز داریم؟در جواب باید گفت در مواردی عقل انسان  معیوب است و حتی خطاپذیر است وعلم به همه سوالات انسان نمی تواند پاسخ بدهد.در مورد عالم مرگ علم چه می تواند بگوید؟ علم حقیقت جسم را نفهمیده چه برسد به حقیقت بعد از مرگ! حقیقت خدا، جبرئیل، فرشتگان، برزخ .. فراعقلی است . عقل نه می تواند آن را نفی کند نه تکذیب . بنابراین به دین نیاز داریم.

10. . کثرت انگاران معتقدند تمامی ادیان، مذاهب و مکاتبی که در جهان وجود دارند، می‏توانند انسان را به نجات و حقیقت برسانند و موجب سعادت و رستگاری او بشوند.در جواب آنها باید گفت: حقیقت، مطلق است، معرفت ما نسبت به حقیقت، نسبی است. یا باید قائل شویم اللهُ احد درست است، یا ثنویت و دوگانه پرستی درست است، یا تثلیث؟ عقل سلیم نمی پذیرد که هر سه درست باشد. اگر بگوئیم هر سه درست است پلورالیزم می شود.

 

استاد داور :ضیاءحسینی

برای بیان نیاز به دین در زندگی ضروری است برخی از دلایل لزوم دین و فواید آن بیان شود تا هم، بطلان مبنای مخالفان دین را اثبات می کند و هم نیاز انسان به دین راتبیین  می نماید. آثار وفوائد دین در زندگی انسان زیاد است از جمله:

رشد دادن عقل :  عقل جهت رشد و شناخت برخی از واقعیات، نیاز به دین دارد. زیرا عقل در شناخت برخی از مسایل عاجز است و در تشخیص حق و باطل دچار مشکل می شود  
.

بیان قوانین برای زندگی اجتماعی انسان: زیرا بدون قانون نمی توان امنیت و عدالت را برقرار کرد و از حقوق مردم دفاع نمود. از آنجا که که عقل و علم به تنهایی نمی توانند مصالح و مفاسد انسان ها را درک کنند و بر اساس آن قانون وضع کنند، لازم است از افق وحی این قوانین تبیین شود.

تربیت وتزکیه انسانها: در حوزه اخلاق و تربیت نیز انسان ها به دین نیاز دارند؛ زیرا عقل و دانش انسان، در رشد فضایل اخلاقی و تفسیر و شناخت مفاهیم آن عاجز است.

 

ایجاد آرامش در زندگی: آرامش که یکی از نیازهای روحی انسان است، که دین در تأمین آن نقش اساسی دارد؛ زیرا دین با راهنمایی خود، زندگی انسان را هدفمند نموده و زمینه هایی را فراهم می کند که انسان به مبدأ و معاد اعتقاد پیدا کند. اعتقاد به مبدأ و معاد، سختی ها و مشکلات زندگی را معنادار نموده و به انسان آرامش می دهد وعلاوه برآن به زندگی معنا می بخشد. زیرا زمانی زندگی برای انسان معنا دارد که بداند هدف و معنای آن چیست و برای چه آفریده شده است. در واقع اگر معنای زندگی را در جهت تأمین جاودانگی و ابدیت انسان تبیین کنیم، به یکی از عظیم ترین و اصلی ترین فواید دین دست یافته ایم.
 

برقراری قسط و عدل: تاریخ نشان داده است که همواره انسانها در زندگی ستمگری ها و ظلم هایی را شاهد بوده اند؛ این در حالی است که بشر از عقل و دانش برخوردار بوده، لذا عقل به تنهایی در ایجاد صلح وصفا در بین جوامع انسانی  موفق نبوده است. از این روست که می بینیم یکی از فلسفه های بعثت انبیا آزادی انسان ها از اسارت و ظلم پذیری و برپایی قسط و عدل بیان شده است: «لقد أرسلنا رُسُلَنا بالبیّنات و أنزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم النّاس بالقسط؛ همانا ما پیامبران خود را با ادله و معجزات(به خلق) فرستادیم و برایشان کتاب و میزان عدل نازل کریم تا مردم به راستی و عدالت گرایند.»(حدید، 25) و این همان نقش دین در زندگی است.
دین مردم را به ظلم ستیزی و حمایت از مظلومان سفارش کرده است؛ و پیامبران الهی در طول تاریخ با ظالمان مبارزه کرده اند و در طول تاریخ شاهد درگیری حق و باطل بوده ایم.

 

 

 

واکاوی الگوهای قرآنی در رفتار و سیره امام خمینی (ره)

“به گزارش معاونت پژوهش مدرسه علمیه عالی الزهراء (سلام الله علیها) نشستی با عنوان واکاوی الگوهای قرآنی در رفتار و سیره امام خمینی (ره) از سوی این مدرسه برگزار گردید. در این نشست «خانم مریم دوست محمدیان» در ویژه مراسمی که به مناسبت سالروز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) برگزار شد با استناد به آیات 63 تا 74 از سوره مبارکه فرقان به بحث پیرامون ویژگیهای«عبادالرحمن» پرداخت و بیان داشت: مراد از«عبادالرحمن» بندگانی هستند که مشمول رحمت واسعه الهی هستند و به سوی رحمت الهی در حرکتند. به عبارتی دیگر «عبادالرحمن» کسانی هستند که رفتار و کردارشان دقیقاً براساس گفته های پروردگار است.
وی افزود: محور رستگاری«عباد الرحمن» تخلیه و تحلیه است یعنی هم رذایل را از خود دور کرده و هم خود را آراسته به فضایل می نمایند.
معاون آموزش مدرسه علمیه عالی الزهرا(س) گرگان ادامه داد: نخستین توصیفی که در سوره فرقان از«عبادالرحمن» شده است اینکه در زمین آرام راه می روند و یک شیوه متعالی در زندگی دارند و به طور کلی اهل مدارا و تواضع هستند.
خانم مریم دوست محمدیان گفت: دومین ویژگی«عبادالرحمن» این است که شب زنده دار بوده و تداوم در عبادت دارند. همچنین خوف از عذاب الهی داشته و با وجود اینکه اهل عبادت و بندگی هستند مغرور نبوده و دائماً به یاد معاد می باشند.
وی اذعان نمود: از دیگر ویژگی های عبادالرحمن این است که بدون اسراف و سخت گیری اهل انفاق هستند. نکته ای که در اینجا قابل توجه است اینکه نماز شب و عبادت باید در کنار رسیدگی به محرومان جامعه باشد.
استاد حوزه خاطر نشان کرد: اخلاص در توحید و یکتاپرستی و خدامحوری، پرهیز از امور باطل و بیهوده، تدبر و برداشت صحیح از آیات قرآن از دیگر ویژگی های بندگان صالح خداست.
دوست محمدیان تصریح کرد: آخرین ویژگی از ویژگی های عبادالرحمن این است که از خداوند درخواست می کنند تا فرزند شایسته به آنان عطا نموده و امامت و رهبری پرهیزکاران را به آنان عطا فرماید.
وی گفت: دست یافتن به قله کمالات جز در سایه این دوازده ویژگی ممکن و میسر نخواهد بود. حضرت امام خمینی(ره) نمونه بارز این ویژگی ها بودند و در بیان قران کریم کسانی که متصف به این اوصاف باشند قطعاً هدایت یافته اند و به پاداش عظیم الهی می رسند.
عضو هیات امناء این مدرسه افزود: هدف از نهضت امام خمینی(ره) خودسازی و دیگرسازی است او با اخلاص و خدامحوری توانست به مقام«امام متقین» نائل آید.
دوست محمدیان ادامه داد: امام متقین که از جمله اوصاف امام راحل می باشد بدین معناست که نه تنها به فکر هدایت و سعادت خود است بلکه شخصیتی است که توانست جامعه ای که هویت ملی و دینی خود را از دست داده بود نجات دهد.
وی اظهار داشت: امروزه هر انقلابی که در گوشه و کنار این عالم انجام می شود ریشه در عملکرد امام خمینی (ره) دارد، شخصیتی که همه سختیها را برای رساندن انسان به فلاح و رستگاری متحمل شد.
استاد حوزه گفت: نیاز انسان به امام فقط مختص به دنیا نیست بلکه در آخرت نیز همه ما به مقام شفاعتشان نیاز داریم به طوری که همه انسانهایی که بوسیله امام در دنیا هدایت شده اند در قیامت نیز مورد شفاعت حضرت واقع خواهند شد.
دوست محمدیان خاطر نشان کرد: بر اساس سوره مبارکه فرقان، رسیدن به مقام«امام متقین» اختصاص به حضرت امام(ره) و افراد خاص ندارد بلکه نزول آیه عام است و همه را در می گیرد بدین معنا که می توانیم به عنوان امام عملی و علمی رهبری فکری یک عده را برعهده بگیریم منتهی یکی در حد خانواده، یکی در حد یک محل و یکی در حد جهانی………
وی اذعان نمود: رسیدن به مقام امامت حاصل نمی شود مگر از طروق مختلف از جمله؛ معرفت و شناخت نسبت به خود و خدا که از راه کلاس و بحث و نیز سازندگی و تهذیب نفس امکان پذیر است، همچنین هجرت کردن بدین معنا که تصمیم بر سیر و سلوک نماید و نیز از راه سرعت به طوری که انسان فرصت رسیدن به مقامات معنوی را از دست ندهد و در پایان سبقت گرفتن در انجام کار خیر است تا بتواند به مقام امام متقین نائل شود.
معاون آموزش مدرسه علمیه الزهرا(س) افزود: دومین ویژگی بارز امام راحل، اخلاص و خدامحوری است که جزء ویژگی های عبادالرحمن نیز می باشد. اخلاص زمینه ای برای امام متقین شدن است و دو نقش را ایفا می کند به طوری که کار را برای خدا انجام می دهد و مردم را با عمل خویش به دین دعوت می کند.
دوست محمدیان بیان داشت: ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن است، حضرت امام خمینی(ره) نیز تجسم عملی آیات قرآن کریم است، ایشان تجسم عینی تسلیم در برابر خدا بود لذا اِدبار و اِقبال مردم در او تاثیر نداشت و هیچ گاه از هدف خود منصرف نشد و بارها برای مصلحت اسلام با آبروی خود معامله نمود.

 
ایده های درآمد زا