واکاوی الگوهای قرآنی در رفتار و سیره امام خمینی (ره)

“به گزارش معاونت پژوهش مدرسه علمیه عالی الزهراء (سلام الله علیها) نشستی با عنوان واکاوی الگوهای قرآنی در رفتار و سیره امام خمینی (ره) از سوی این مدرسه برگزار گردید. در این نشست «خانم مریم دوست محمدیان» در ویژه مراسمی که به مناسبت سالروز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) برگزار شد با استناد به آیات 63 تا 74 از سوره مبارکه فرقان به بحث پیرامون ویژگیهای«عبادالرحمن» پرداخت و بیان داشت: مراد از«عبادالرحمن» بندگانی هستند که مشمول رحمت واسعه الهی هستند و به سوی رحمت الهی در حرکتند. به عبارتی دیگر «عبادالرحمن» کسانی هستند که رفتار و کردارشان دقیقاً براساس گفته های پروردگار است.
وی افزود: محور رستگاری«عباد الرحمن» تخلیه و تحلیه است یعنی هم رذایل را از خود دور کرده و هم خود را آراسته به فضایل می نمایند.
معاون آموزش مدرسه علمیه عالی الزهرا(س) گرگان ادامه داد: نخستین توصیفی که در سوره فرقان از«عبادالرحمن» شده است اینکه در زمین آرام راه می روند و یک شیوه متعالی در زندگی دارند و به طور کلی اهل مدارا و تواضع هستند.
خانم مریم دوست محمدیان گفت: دومین ویژگی«عبادالرحمن» این است که شب زنده دار بوده و تداوم در عبادت دارند. همچنین خوف از عذاب الهی داشته و با وجود اینکه اهل عبادت و بندگی هستند مغرور نبوده و دائماً به یاد معاد می باشند.
وی اذعان نمود: از دیگر ویژگی های عبادالرحمن این است که بدون اسراف و سخت گیری اهل انفاق هستند. نکته ای که در اینجا قابل توجه است اینکه نماز شب و عبادت باید در کنار رسیدگی به محرومان جامعه باشد.
استاد حوزه خاطر نشان کرد: اخلاص در توحید و یکتاپرستی و خدامحوری، پرهیز از امور باطل و بیهوده، تدبر و برداشت صحیح از آیات قرآن از دیگر ویژگی های بندگان صالح خداست.
دوست محمدیان تصریح کرد: آخرین ویژگی از ویژگی های عبادالرحمن این است که از خداوند درخواست می کنند تا فرزند شایسته به آنان عطا نموده و امامت و رهبری پرهیزکاران را به آنان عطا فرماید.
وی گفت: دست یافتن به قله کمالات جز در سایه این دوازده ویژگی ممکن و میسر نخواهد بود. حضرت امام خمینی(ره) نمونه بارز این ویژگی ها بودند و در بیان قران کریم کسانی که متصف به این اوصاف باشند قطعاً هدایت یافته اند و به پاداش عظیم الهی می رسند.
عضو هیات امناء این مدرسه افزود: هدف از نهضت امام خمینی(ره) خودسازی و دیگرسازی است او با اخلاص و خدامحوری توانست به مقام«امام متقین» نائل آید.
دوست محمدیان ادامه داد: امام متقین که از جمله اوصاف امام راحل می باشد بدین معناست که نه تنها به فکر هدایت و سعادت خود است بلکه شخصیتی است که توانست جامعه ای که هویت ملی و دینی خود را از دست داده بود نجات دهد.
وی اظهار داشت: امروزه هر انقلابی که در گوشه و کنار این عالم انجام می شود ریشه در عملکرد امام خمینی (ره) دارد، شخصیتی که همه سختیها را برای رساندن انسان به فلاح و رستگاری متحمل شد.
استاد حوزه گفت: نیاز انسان به امام فقط مختص به دنیا نیست بلکه در آخرت نیز همه ما به مقام شفاعتشان نیاز داریم به طوری که همه انسانهایی که بوسیله امام در دنیا هدایت شده اند در قیامت نیز مورد شفاعت حضرت واقع خواهند شد.
دوست محمدیان خاطر نشان کرد: بر اساس سوره مبارکه فرقان، رسیدن به مقام«امام متقین» اختصاص به حضرت امام(ره) و افراد خاص ندارد بلکه نزول آیه عام است و همه را در می گیرد بدین معنا که می توانیم به عنوان امام عملی و علمی رهبری فکری یک عده را برعهده بگیریم منتهی یکی در حد خانواده، یکی در حد یک محل و یکی در حد جهانی………
وی اذعان نمود: رسیدن به مقام امامت حاصل نمی شود مگر از طروق مختلف از جمله؛ معرفت و شناخت نسبت به خود و خدا که از راه کلاس و بحث و نیز سازندگی و تهذیب نفس امکان پذیر است، همچنین هجرت کردن بدین معنا که تصمیم بر سیر و سلوک نماید و نیز از راه سرعت به طوری که انسان فرصت رسیدن به مقامات معنوی را از دست ندهد و در پایان سبقت گرفتن در انجام کار خیر است تا بتواند به مقام امام متقین نائل شود.
معاون آموزش مدرسه علمیه الزهرا(س) افزود: دومین ویژگی بارز امام راحل، اخلاص و خدامحوری است که جزء ویژگی های عبادالرحمن نیز می باشد. اخلاص زمینه ای برای امام متقین شدن است و دو نقش را ایفا می کند به طوری که کار را برای خدا انجام می دهد و مردم را با عمل خویش به دین دعوت می کند.
دوست محمدیان بیان داشت: ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن است، حضرت امام خمینی(ره) نیز تجسم عملی آیات قرآن کریم است، ایشان تجسم عینی تسلیم در برابر خدا بود لذا اِدبار و اِقبال مردم در او تاثیر نداشت و هیچ گاه از هدف خود منصرف نشد و بارها برای مصلحت اسلام با آبروی خود معامله نمود.

مبانی فقهی تحریم موسیقی از دیدگاه فقه

به گزارش معاونت پژوهش مدرسه علمیه عالی الزهراء (س) نشستی با عنوان مبانی فقهی تحریم موسیقی از دیدگاه فقه از طرف انجمن فقه و اصول در این مدرسه برگزار گردید. در این نشست خانم معماری گفت: موضوع نوازندگی و به کارگیری آلات موسیقی در روایات و سخنان فقها با تعابیر گوناگون مطرح گردیده است. در کلمات پیشوایان بین غنا و موسیقی فرق گذاشته شده است. در قرآن کریم کلمه ای به نام موسیقی بکار نرفته است؛ بنابراین حکم موسیقی تحت عنوان حکم غنا و همچنین حکم آلات لهو مطرح شده است.
ایشان در ادامه گفت: از جمله آیاتی که دلالت بر تحریم موسیقی دارد: سوره لقمان ایه 6 می باشد که خداوند در این آیه می فرماید: (وَمِنَ‏ النَّاسِ‏ مَن‏ يَشتَرِي‏ لَهْوَ الحَديثِ‏ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيرِ عِلْم‏) از این ایه حرمت خرید لهو الحدیث استفاده می شود. برای حرمت، قید «لیضلّ عن سبیل الله» مطرح شده است.نتیجه و فرجام سخن لهو در آیه مذکور این است که لهوی حرمت دارد که موجب انصراف مردم از یاد خدا و سوق دادن آنها به سوی باطل باشد.
خانم معماری در دلیل بر حرمت موسیقی به آیه 11 سوره جمعه استناد کرده و گفت: خداوند در سوره جمعه می فرماید: وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقينَ:خداوند متعال در آیه شریفه کسانی که به صرف مشاهده لهو به سوی آن بشتابند واز یاد خدا غافل می شوند ؛ سرزنش میکند پس به قیاس اولویت کسانی که مستقیم به کارهای لهوی مانند : ضرب الاوتار , ضرب الدوف اشتغال دارند ؛ مشمول این سرزنش خواهند شد.
خانم معماری در جمع بندی دلیل آیات گفت: باتوجه به بررسی دو آیه ثابت شد غنایی که مفسده انگیزباشد وموجب غفلت انسان از یاد خدا باشد حرام است ولی اگر مفسده انگیز نباشد، حرام نخواهد بود.
ایشان در ادامه گفت: برای حرمت لهو به طوایفی از روایات استدلال شده است: طایفه اول روایاتی است که دلالت برتمام بودن نماز در سفر برای صید لهوی می کند و طایفه دوم روایاتی است که در باب تحریم استعمال آلات لهو است؛ طایفه سوم نیز روایاتی است در ابواب متفرّقه وارد شده که در آنها لهو مورد تعرّض واقع شده است.
ایشان در پایان به مهمترین مصادیق موسیقی های حلال اشاره کرده و گفت: آهنگ های مروج ارزشهای انقلاب اسلامی، آهنگ هایی که به لحاظ مضمون ومحتوا واخلاقیات رعایت قانون ونظم را ترویج کند، آهنگ هایی که در مخاطب به جای غفلت، روحیه بیداری وهوشیاری را ایجاد کند و او را به حقایق زندگی سوق دهد از جمله موسیقی های حلال می باشد.

مدیریت زمان

“به گزارش معاونت پژوهش مدرسه علمیه عالی الزهراء(س) نشستی با عنوان مدیریت زمان در تاریخ 19/2/97 در این مدرسه برگزار گردید.در این نشست خانم یعقوب زاده گفت: زمان خلقت خداوند متعال است. یکی از مهمترین اهداف خداوند از خلق زمان، بهره گیری انسان از زمان می باشد؛ تا با بکار گرفتن تمام امکانات و نعمات با مدیریت زمان به بندگی برسد. زمانی که خداوند هدف از خلقت انسان را عبودیت و بندگی او اعلام می کند اگر کسی آن را در زندگی خود پیاده کند فراتر از زمان حرکت کرده است.
ایشان در بیان اصول مهم در مدیریت زمان گفت: اولین اصل مهم در مدیریت زمان، آمادگی است. با آمادگی است که انسان موفق می شود. اصل مهم دیگری که در مدیریت زمان مهم است تمرین است. بنابراین تلاش کنیم زمان خود را با کوشش و ریاضت برای خود بسازیم.
خانم یعقوب زاده در مورد ارزش و اهمیت وقت گفت: اگر انسان برای زندگیی که دوست دارد وقت نگذارد، مجبور است وقتش را برای چیزی که دوست ندارد بگذارد که در این صورت زندگی بخاطر وقت نگذاشتن و مدیریت نکردن تکراری می شود.
خانم یعقوب زاده گفت: در زندگی امروز انسان با سرعت و شلوغی زمان، تکثر و تنوع اطلاعات، تنوع و تکثر ارتباطات و افزایش هزینه های عمر و زندگی و ترافیک وقت مواجه است. بنابراین باید مدیریت زمان داشته باشد.
ایشان در ادامه گفت: مدیریت کردن زمان، بخشی از آن مربوط به خلقیات درونی انسان است، بخشی دیگر مربوط به دیگران است که گاهی دیگران ما را مدیریت می کنند. زمانی هم عواملی که در اختیار مانیست ما را مدیریت می کند.
ایشان در بیان خصوصیات افرادی که می توانند مدیریت زمان داشته باشندگفت: افرادی که دارای خلاقیت و نوآوری، اهل محاسبه، ریسک پذیر، اهل تقوا و عمل صالح و افرادی که بخواهند هوشمندانه زندگی کنند و … دارای مدیریت زمان هستند.
خانم یعقوب زاده در پایان به بیان عواملی که موجب اتلاف وقت می شود پرداخته و گفت: نداشتن اولویت کاری در برنامه، بی نظمی، تسویف، تنبلی، عجله کردن، بیش از توان برداشتن، ضمنیت گرائی، مشغولیات ذهنی، کنجکاوی در کار دیگران، سرک کشیدن در زندگی خصوصی دیگران، عدم اطلاع و بی علاقه بودن نسبت به کاری که انجام می دهد، فشارهای روانی و عدم حسابکشی و… از عوامل اتلاف وقت محسوب می شود.

رابطه بین معنویت با اخلاق کاری کارکنان

“به گزارش معاونت پژوهش مدرسه علمیه عالی الزهراء(س) اردوی پژوهشی با حضور تعدادی از پژوهشگران مدرسه در تاریخ 12/2/97 با حضور سرکار خانم سیده طاهره موسوی از اساتید برجسته حوزه و دانشگاه و مسئول پاسخگوئی به سوالات شرعی دفتر مقام معظم رهبری و استفتائات ایشان در مسائل بانوان در یکی از باغات اطراف گرگان بر گزار گردید.ایشان در سخنانی با عنوان (رابطه بین معنویت با اخلاق کاری کارکنان) چنین بیان داشتند: تعامل و برخورد خداوند در مسائل اخلاقی می تواند برای ما در بین باشد از جمله می بینیم هر گاه انبیاء الهی از امت خود شکوه ای داشته اند خداوند اعتنائی به اعتراض آنها نکرده است. مثلا در مقابل اعتراض ملائکه به آفرینش انسان می فرماید: من چیزی را می دانم که شما نمی دانید.از این گونه تعامل خداوند نتیجه می گیریم که اظهار نارضایتی از خانواده و جامعه مورد پذیرش و محبوب حق نیست بلکه دنیا با همه نوسانات، تضادها و تزاحمهایش پرورشگاه انسان است، لذاست که دنیا دار فتنه و امتحان نامیده شده، پس اگر انسان در مقابل سدی از مخالفت ها و نابرابریها و مشکلات قرار گفت، باید بداند همین امتحان و آزمایش اوست که باید بزرگی خود را نشان دهد.
ایشان در ادامه فرمودند: این اعتراض و اظهار نارضایتی از مرتبه انسان می کاهد و نشان می دهد انسان دچار ضیق صدر است و نمی تواند خود را با این مشکلات هماهنگ کند؛ لذا ضرورت دارد که انسان ولایت و تسلطی بر خود پیدا کرده و خود را مدیریت کند. اگر انسان توان کنترل خودش را نداشته باشد، ادعای بیهوده ای است که بتواند از بیرون خود را مدیریت کند.
این استاد حوزه و دانشگاه در بیان راهکاری برای رسیدن به ولایت از خود فرمودند: هر چه ارتباط معنوی انسان بیشتر باشد تحمل او در مقابل ناملایمات بیشتر می شود، زیرا این ساعات خلوت و عبادت به انسان انرژی می دهد و هر چه کار و مسئولیت انسان بیشتر باشد، احتیاج بیشتری به معنویت و کسب انرژی دارد.
ایشان در ادامه فرمودند: انسان باید دائما انتخابات درون داشته باشد یعنی خود را در محکمه وجدان استنطاق و ارزیابی کند. اگر انسان این محاسبه را نداشته باشد خاسر است؛ زیرا فکر می کند تلاش ها و فعالیت هایش برای خداست، اما یوم تبلی السرائر، دستش را خالی می بیند.
ایشان با تذکر این نکته که انسان نباید هیچ گاه خود را از وسوسه های شیطان مصون بدارد بیان داشتند: این که خداوند از زبان شیطان بیان می کند: (لاغوینهم اجمعین) نشان می دهد این کلام، جمله ای شعارگونه نیست بلکه خداوند بر آن صحه گذاشته است یعنی این، امری تکوینی است. پس اگر انسان بخواهد، در طریق کمال و صعود حرکت کند، شیطان مانع اوست و برای عبور و رد شدن باید و پا روی او بگذارد و این توان زیادی می خواهد.
ایشان در پایان با اشاره به این که مسیر انسان شدن سخت است و باید مرز خودیت و منیت شکسته شود فرمود: خودسازی با خواندن و نوشتن تحقق پیدا نمی کند، اگر حافظ قرآن هم باشید تا زمانی که به عمل نیاورید حرکتی نکرده اید عمل هم نیاز به تمرین و ممارست و زحمت دارد، چانچه در دعا آمده است: (اللهم اعوذ بک من علم لاینفع).

توسل و شفاعت از دیدگاه وهابیت

“به گزارش معاونت پژوهش مدرسه علمیه عالی الزهراء(س) نشستی با عنوان توسل و شفاعت از دیدگاه وهابیت از طرف انجمن کلام در این مدرسه برگزار گردید.
در این نشست خانم برومند از طلاب سطح سه این مدرسه در نقد عقاید این فرقه گفت: وهابیت پیرو محمد بن عبدالوهاب نجوی هستند که وی تحت اندیشه های ابن تیمیه می باشد. از نظر وهابیت طلب شفا از قبور انبیاء و صالحان شرک است و هر کس این عمل را انجام دهد باید توبه کند و در غیر این صورت مستحق قتل است. چرا که از نظر آنها فقط خداوند قدرت بر شفاعت دارد.
ایشان در پاسخ به این نظر وهابیت گفت: مراد ما از شفاعت، قدرت مستقل از خدا نیست بلکه این امر موهبتی ز جانب خدا و به اذن خداست. یعنی در واقع شفاعت اولیای الهی با اذن خداوند صورت می پذیرد نه به طور مستقل و جداگانه. چنانکه در آیه 49 سوره آل عمران می خوانیم حضرت عیسی (ع) فرموده: من به اذن خدا کور مادرزاد و مبتلایان به جذام و پیسی را بهبود می بخشم . شفاعت به نوعی دعا و درخواست از خداست با واسطه ای که مقرب درگاه الهی است؛ چنان چه در آیه 97 سوره یوسف، برادران حضرت یوسف (ع) از پدرشان می خواهند تا برای آنها استغفار کند.
خام برومند یکی دیگر از عقاید وهابیت را شرک دانستن توسل بیان کرده و گفت: وهابیون معتقدند اگر کسی به پیامبر (ص) یا اولیای الهی متوسل شود مشرک است و خونش حلال می شود. یکی از دلایل آنها برای این رأی این می باشد که می گویند پیامبر(ص) پس از مرگ ارتباطش با دنیا قطع می شود و دیگر بر هیچ کاری توانائی ندارد و حتی نمی تواند برای کسی دعا کند.
ایشان در رد دلیل آنها به ذکر یک دلیل نقلی و یک دلیل عقلی پرداخته و گفت: از نظر عقلی بایدبگوئیم جهان مادی، جهان اسباب و مسببات است و برای انجام امور روزمره نیاز به توسل به اشیاء یا افراد دیگر می باشد؛ مثلا برای رسیدن به طبقه دوم باید از پله بالا رفت و یا برای نوشیدن آب باید لیوانی گرفت و شیر آب باز کرد، پس تمام کارهای ما با استفاده از وسایطی است که کارها را تسهیل می کند. پس توسل امری عادی است و خداوند نیز برای اعطای فیض خود مجاری و اسبابی قرار داده و در آیه 35 سوره مائده می فرماید: (ای مومنان! پروای الهی داشته باشید و به سوی او وسیله تحصیل کنید). و در ورایت نیز داریم که فرد نابینائی نزد پیامبر(ص) رفت و از ایشان خواست تا از خدا بخواهند که او را عافیت بخشد و بعد از دعای پیامبر (ص) فرد بیناییش را بدست آورد. یا در زمان عمر مردم در خشکسالی مبتلا شدند و فردی بر سر قبر پیامبر (ص) رفت و از ایشان خواست تا باران ببارد و پس باران بارید. در نتیجه توسل هم از نظر عقل و هم از نظر نقل امری عادی و موجه است.

 
مسابقه وبلاگ نویسی حمایت از کالای ایرانی