معاونت پژوهش موسسه آموزش عالی حوزه الزهرا (س) گرگان








آبان 1402
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      








جستجو






Random photo


رابطه انسان کامل با قرآن در کلام امام رضا«علیه السلام»


 
  کارگاه فلسفه نظام حقوق زن ...

به گزارش معاونت پژوهش مدرسه علمیه تخصصی الزهرا سلام الله علیها گرگان، کارگاه علمی در تاریخ ۲۶ و ۲۷ مهرماه ۱۴۰۲ با همکاری معاونت پژوهش مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران استان گلستان برگزار گردید.

 در این کارگاه آقای دکتر محمود حکمت نیا به بیان دیدگاه‌ها و نظرات علمی خویش در موضوع فلسفه نظام حقوق زن پرداخت. وی در توضیح چیستی قاعده حقوقی و تفاوت آن با قواعد اخلاقی و عرفی گفت:

سنخ شناسی قواعد حقوقی از جمله مباحث مهم هر نظام حقوقی و فلسفه حقوق به شمار می‌آید و باید قواعد و روابط حقوقی را از قواعد اخلاقی و آدابی متمایز ساخت و جایگاه آنها را در مباحث فرهنگی شناخت.

وی در توضیح چیستی قاعده حقوقی گفت : احکام و قواعد در نظام حقوقی اسلام به دو دسته تقسیم می‌شوند:

احکام و قواعد تکلیفی و احکام و قواعد وضعی. احکام تکلیفی شیوه رفتار و میزان الزام به آن را مشخص می‌کند که به وجوب و حرمت و استحباب و کراهت و اباحه تقسیم می‌شود و احکام وضعی غیر تکلیفی بوده و یا به صورت غیر مستقیم حاکم بر رفتارند. احکامی چون صحت، فساد، شرط مالکیت و زوجیت….

حکمت نیا در بیان تشابه و تفاوت قاعده حقوقی با قواعد اخلاقی و عرفی گفت: قواعد حقوقی و اخلاقی هر دو بر رفتار افراد حکومت می‌کنند و بسیاری از آنها در قالب بایدها و نبایدها ظهور می‌یابند. مسائل و موضوعات مشترکی میان حقوق و اخلاق وجود دارد که از یک جهت حقوق و از جهت دیگراخلاق به شمار می‌آیند. مثلاً وجوب ادای امانت و حرمت غصب از این جهت که در تکامل روحی انسان موثرند جزء مسائل اخلاقی به شمار می‌روند و از آن جهت که مورد حمایت دولت اند و ضمانت اجرای بیرونی دارند جزء حقوق می‌باشند.

وی ادامه داد: الزاماتی که قواعد رفتار دارد اگر دارای ضمانت اجرای مثبت باشد به آن حقوق نرم گفته می‌شوند مانند تشویق‌هایی که دولت انجام می‌دهد مانند تشویق برای فرزند آوری. وریآوری  اما هنگامی که ضمانت اجرای منفی داشته باشد حقوق سخت نامیده می‌شود که با مجازات و امثال آن همراه است.

قواعد الزام آورِ ناشی از قواعد اخلاقی، اخلاق نامیده می‌شود و هنگامی که پشتوانه اخلاقی نداشته باشد عرفیات نامیده می‌شود.

استاد این کارگاه در بیان تفاوت قواعد حقوقی با قواعد اخلاقی و عرفی گفت: یکی از وجوه افتراق آنها از جهت قلمرو می‌باشد؛ زیرا مسائل حقوقی به حوزه روابط اجتماعی محدود است ولی مسائل اخلاقی همه رفتارهای اختیاری انسان حتی موارد کاملاً شخصی را نیز در بر می‌گیرد. مانند ارتباط با خدا، خلوص و حسن نیت و ….

موضوعات: فعاليت هاي پژوهشی, کارگاه
[یکشنبه 1402-08-14] [ 01:59:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  مدرسه پائیزه عقل در اندیشه اسلامی(عقل از دیدگاه عرفان) ...

“به گزارش معاونت پژوهش موسسه آموزش عالی حوزوی الزهراء(س) گرگان حجت الاسلام و المسلمین دکتر مزرئی رئیس مرکز تخصصی حضرت ولی عصر (عج)، در مدرسه پائیزه عقل در اندیشه اسلامی به بحث پیرامون « عقل از دیدگاه عرفان» در تاریخ 20 مهر 1402 پرداخت.
حجت الاسلام و المسلمین دکتر مزرئی رئیس مرکز تخصصی حضرت ولی عصر (عج)، در ابتدای بحث روش عرفان را روش شهودی دانست و گفت: عرفا معتقدند حتی نظریه وحدت وجود نیاز به برهان ندارد.
رئیس مرکز تخصصی حضرت ولی عصر (عج) با بیان این که از زاویه ای دیگر به بحث عقل، در عرفان می پردازند گفت: در بحث حجیت شهود سه ملاک برای حجیت شهود ذکر شده است که در کتاب مصباح الانس فناری بیان شده است.
وی ملاک اول را شریعت یعنی متن وحیانی دانست و بیان کرد: با توجه به مبانی عرفا که قرآن را کشف اتم محمدی می دانند سایر شهودات باید با آن تطبیق داشته باشد که البته آنجا باز گفته شده که مطابقت شرط نیست و مهم این است که مخالف نباشد.
دکتر مزرئی با اشاره به اینکه ملاک دوم عقل است ادامه داد: شهودات عرفانی را با عقل بسنجیم تا مخالف روح کلی عقل نباشد. مثلا اجتماع نقیضین نشود.
رئیس مرکز تخصصی حضرت ولی عصر (عج) ملاک سوم را استاد سلوک دانست و بیان کرد: منظور استادی است که خودش اسفار اربعه را طی کرده باشد و بتواند دستگیری کند در این میان عقل جدای از شریعت، جایگاه ویژه ای در عرفان پیدا می کند.
وی در ادامه گفت: از یک سو برخی از عرفا عقل را به عنوان میزان حجیت شهود مطرح کردند ولی از سوی دیگر می گویند معارف عرفانی، طوری ورای طور عقل دارد. یعنی مناسبتی بین مدرِک و مدرکات نیست که ملاک سنجش قرار بگیرد.
دکتر مزرئی با اشاره به این مطلب که مخالفت صریحی هم در ادبیات عرفانی و شعر و شاعری و هم در لابلای کتاب های عرفان نظری و عملی نسبت به عقل وجود دارد ادامه داد: از دو جهت می توان به این امر نگاه کرد: چرا با عقل مخالف هستند و با چه عقلی مخالف اند؟ از این حیث که عقل در ادراک حقایق عرفانی ناتوان هست ؟ منظور از عقل و حقایق عرفانی چیست؟ یا از آن جهت که عقل خطاپذیر در ادراک واقعیات هست؟
رئیس مرکز تخصصی حضرت ولی عصر (عج) گفت: در بحث ناتوانی عقل از ادراک حقایق عرفانی در ساحت عرفان عملی و عرفان نظری، مراد علم عرفان نظری و علم عرفان عملی نیست. بلکه مراد تجارب سالکانه ای است که پشتوانه علم عرفان عملی و تجارب عارفانه ای است که پشتوانه علم عرفان نظری است یعنی بحث روی تجربه است.
وی گفت: عرفان نظری را از دو جهت زبان شناختی و معرفت شناسی میتوان مورد بررسی قرار داد که عقل توان درک حقایق عرفانی را ندارد عمده براهینی که عرفا ذکر کردند این است که مدرِک با مدرکات تناسب ندارد.
دکتر مزرئی در ادامه به طرح سه سوال در معنای عجز عقل پرداخته و گفت: آیا منظور این است که عقل توان ماورای معقول را ندارد؟ یا اینکه عقل نمی تواند به نحو مستقل به آن دست یابد؟ یا عقل نمی تواند به نحو مستقل آن را ممکن کند؟
رئیس مرکز تخصصی حضرت ولی عصر (عج)، ادامه داد: در دو فرض اول ورای طور عقل ورای تناقض نیست اما در دیدگاه سوم ورای تناقض است. که هر سه را عرفا بیان کردند. فوق عقل طور عقل است. اگر معنای اول و دوم مد نظر باشد می توان روی آن بحث کرد اما اگر معنای سوم منظور باشد به این معنا که ما چیزی داشته باشیم ورای عقل و در آنجا تناقض هم راه داشته باشد هیچ وقت نمی توان عقل را معیار شهود معرفی کرد. چون مهم ترین حکم عقل این است که اجتماع نقیضین نباشد .
وی گفت: بعضی مواقع به دلیل این که عارف نمی تواند شهود را به زبان بیاورد تمایز محیط و محاط بوجود می آید.
استاد مزرئی در پایان با توجه به آیه « من عمل صالحا من ذکر او انثی فلنحیینه حیاتا طیبه» گفت: می توان گزاره های شهودی را عقلی کرد. عقل فلسفی عقلی است که از ادراک طور عقل در علم حصولی باز می ماند، هرجا طور عقل است تناقض نیست.

موضوعات: فعاليت هاي پژوهشی, نشست علمی
 [ 01:46:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  مدرسه پائیزه عقل در اندیشه اسلامی(آنتولوژی و هستی شناسی عقل) ...


به گزارش معاونت پژوهش موسسه آموزش عالی حوزوی الزهراء(س) گرگان دکتر احمد سعادت در مدرسه پائیزه عقل در اندیشه اسلامی که پنجشنبه 20 مهرماه در محل سالن قدس نمایندگی گلستان برگزار گردید ، در خصوص آنتولوژی و هستی شناسی عقل اظهار داشت : عقل فلسفی از حيث هستی شناختی به سه معنا به كار رفته است . نخست وجود مستقل، بالذات و مجرد که عقل در اين معنا اساس عالم مجردات است كه در فلسفه از آن به عقل اول و دوم و سوم و…. ياد می شود. و در حديث با تعبير ”اول ما خلق الله العقل“ اشاره به همين معنا از عقل است.
وی در تشریح معانی دوم و سوم ابراز داشت : دومين معنای عقل فلسفی، عقل به مثابه نيروی مدركه در وجود انسانی است كه همان نفس ناطقه انسان می باشد و به دو قسمت عقل نظری و عملی تقسيم می گردد. سومين معنای عقل در فلسفه، عقل به معنای معقول است.که در اين معنا عقل دو كابرد دارد: یک معنای عام که در اين معنا عقل علوم است كه در برابر وحی قرار دارد. علوم عقلی يعنی مجموعه معارف بشری كه با قدرت عقلی به دست آمده باشد. در برابر علوم نقلی و وحيانی كه از غالم غيب و وحی مي رسند.و دوم ، معنای خاص که علومی كه در برابر وحی، شهود، و تجربه قرار دارد. علوم عقلی به اين معنا همان علوم فلسفی است كه در برابر وحی و تجربه و شهود قرار دارند.
دکتر سعادت در زمینه عقل از حيث معرفت شناختی عنوان کرد : ، می توان مدعی شد كه عقل فلسفی، سيستم ادراكی است كه چشم بر هيچ يك از منابع معرفتی بشر نمی بندد. فلاسفه معتقدند كه عقل با اينكه مدركات استقلالی دارد و خودبنياد است؛ اما حوزه ادركات آن تام و كامل نيست. بلكه مدركات عقلي يا تام و كامل است (مثل بديهيات و برخی نظريات) يا با اجمال است و يا فكت ها و وقايعی است كه اصلا نسبت به آنها دركی ندارد.
وی افزود : عقل عملی يكی از شاخه های مهم عقل فلسفی است و در طول تاريخ فلاسفه اسلامی، به آن توجه كرده اند. ليكن آن اندازه كه به عقل نظری اهتمام ورزيده اند، كمتر به عقل عملی توجه كرده اند.

موضوعات: فعاليت هاي پژوهشی, نشست علمی
 [ 01:42:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  مدرسه پائیزه عقل در اندیشه اسلامی (مقایسه دیدگاه فیلسوفان و متکلمان در معرفت شناسی عقل) ...

به گزارش معاونت پژوهش موسسه آموزش عالی حوزوی الزهراء(س) گرگان استاد سبحانی عضو تعمیق ایمان دینی دفتر تبلیغات، در مدرسه پائیزه عقل در اندیشه اسلامی به بحث پیرامون مقایسه دیدگاه فیلسوفان و متکلمان در موضوع معرفت شناسی عقل در تاریخ 20 مهر 1402 پرداخت.
استاد سبحانی عضو تعمیق ایمان دینی دفتر تبلیغات، عقل را مهمترین ابزار ادراک انسان و شناخت دانسته و گفت: مهم معرفت شناسی عقل است و دانش کلام در مذاهب اسلامی در تبیین آن تلاش خاص و جدی داشته است.
عضو تعمیق ایمان دینی دفتر تبلیغات، نگاه فیلسوفان به عقل را یک نگاه حداقل گرایانه دانست و بیان کرد: آنچه فیلسوفان از تعریف معرفت شناسی عقل ارائه داده‌اند نسبت به آنچه که دانش کلام از آن بحث می‌کند بسیار محدودتر است.
وی در ادامه گفت: از چهار جهت می‌توان نظریه فلسفی عقل را با نظریه کلامی مقایسه کرد؛ از دیدگاه فیلسوفان اساساً معرفت عقلی مفهوم پایه است یعنی تا مفهوم و صورتی از عالم خارج را به ذهن نیاوریم نمی‌توانیم نسبت به آن امر معرفت پیدا کنیم این در حالی است که در دانش اصیل و رسمی کلام پذیرفته شده نیست که عقل معرفت خودش را از طریق مفهوم و صورت به دست می‌آورد و منحصر به این نوع معرفت نیست.
استاد سبحانی با توجه به ورود علم حضوری به فلسفه در زمان شیخ اشراق گفت: شیخ اشراق و بعد از او ملاصدرا معرفت عقلی را مختص علم حصولی ندانسته و علم حضوری را وارد دستگاه فلسفه نمودند.
عضو تعمیق ایمان دینی دفتر تبلیغات گفت: علی رغم اینکه علم حضوری در فلسفه وارد شد اما هیچ تبیین عقلی معرفت شناختی از علم حضوری در علم فلسفه صورت نگرفت یعنی همچنان منطق شناخت استنتاج در دانش فلسفه مبتنی بر گزاره‌ها و مفاهیم است و به تعبیری تا علم حضوری علم حصولی نشود در دستگاه فلسفی قدرت استنتاج وجود ندارد.
وی ویژگی دوم معرفت شناسی فلسفی عقل را کلی نگری آن دانسته و بیان کرد: فیلسوفان و منطقدانان از آغاز میان معرفت جزئی و حسی با معرفت عقلی تفکیک کرده‌اند. و معتقدند معرفت حسی یک معرفت در حال تغییر است حال آنکه فلسفه به دنبال بیان احکام کلی وجود است.
استاد سبحانی در ادامه به بیان محور سوم پرداخت و اظهار داشت: عقل فلسفی از آغاز و در سنت اسلامی به تدریج از عقل عملی خارج شد و بخش معرفت شناختی عقل منحصر در عقل عملی شد از اینجاست که تفکیکی بین عقل و عقلا صورت گرفته و برخی از اصولیون متاخر ازاین اصطلاح استفاده کرده‌ و آن را عقلی یا عقلائی می دانند.
عضو تعمیق ایمان دینی دفتر تبلیغات، ریشه های مرز میان عقلی و عقلایی گذاشتن را در دستگاه منطقی ارسطویی که در صناعات خمس آمده دانست و گفت: مقدماتی که دلالت بر حسن و قبح می‌کند از اعتباریات است. مرحوم علامه طباطبایی هم در آثارشان به همان تعبیر به نظریه اعتباریات می رسند که انسان اهداف و مقاصدی که دارد نسبت به شایسته یا عدم شایسته بودن اعتباراتی می‌کند اسمش حسن و قبح است.
وی در ادامه به بیان دیدگاه کلامی و فلسفی در باب حسن و قبح پرداخت و گفت: حسن و قبح در ادراک عقلی مانند هستی و نیستی است همانطوری که اجتماع نقیضین و اصل علیت را با عقل می‌پذیریم حسن و قبح هم به همان معنا اعتبار دارد امور کلی جزئی هر دو در ساحت ادراکی عقل است. اما در نگاه فلسفی حسن و قبح جزء اعتباریات می‌شود ممکن است در جایی اعتبار صورت بگیرد یا نگیرد.
استاد سبحانی بعد چهارم را در حوزه روش شناسی عقل در کلام و فلسفه دانست و گفت: فلسفه اسلامی ما که ریشه در فلسفه یونان قدیم دارد زمانی که سوفسطاییان علیه ادراک عقلی قیام کردند مقابل آنها سقراط برای اینکه اشکالات آنها را پاسخ دهد دو کار اصلی کرد اول اینکه معرفت را به کلیات منحصر کرد و گفت تمام اشکالات شما سوفسطاییان در جزئیات است دوم اینکه تلاش کرد روش عقلگرایی قیاسی را به گونه‌ای تنظیم کند که در آن شک و تردید راه نداشته باشد.
عضو تعمیق ایمان دینی دفتر تبلیغات تنها روش مورد قبول دستگاه فلسفی در حوزه عقل را دستگاه قیاسی دانست و ادامه داد: انحصار روش عقلی در قیاس موجب می شود سایر روش‌ها از دایره روش شناسی عقل خارج شود.
وی در ادامه به بیان اثرات زیانبار انحصار روش عقلی در قیاس پرداخت و گفت: تمدن اسلامی عقل گرایی اسلامی که قابل ترویج و تکریم است نتوانسته توسعه پیدا کند و سایر روش‌ها را در بر بگیرد و تا یک عقل گرایی جامع داشته باشیم.
استاد سبحانی با توجه به اینکه دانش کلامی در مذاهب مختلف می تواند عقلگرایی را وارد ساحت‌های مختلف کند ادامه داد: به تعبیر شهید محمد باقر صدر در کتاب مبانی منطقی، منطق استقراء تولد ذاتی دارد یقین ایجاد می‌کند و می‌تواند به عنوان یک روش عقلی مورد توجه قرار بگیرد.
عضو تعمیق ایمان دینی دفتر تبلیغات، سنت کلام اسلامی را در حوزه عقل گرایی چند جانبه دانست و گفت:
تطابق مفهوم ذهنی با مفهوم خارجی مسئله معرفت شناسی است که نیازمند به تامل معرفت شناسی است علی رغم اینکه تلاش‌های زیادی در حوزه معرفت شناسی عقل صورت گرفته است امتداد این دستگاه معرفت شناسی گره‌های معرفت شناسی ما را باز نمی‌کند. یکی از چالش‌های بزرگ عقل گرایی مفهوم پایه مسئله وجود ذهنی است که گرهی از مسئله معرفت شناختی ما باز نکرد.
وی با توجه به این مطلب که در حوزه معرفت شناسی کلامی ظرفیت ما در حوزه معرفت شناسی عقل کمتر شناسایی شده به بیان ویژگی های آن پرداخت و گفت: مفهوم پایه نیست، قدرت مواجهه عقل را با واقعیت تبیین می‌کند، انحصار روش شناسی به یک روش خاص ندارد،نکته بسیار مهم بحث عقل عملی است.
استاد سبحانی عقل عملی در کلام اسلامی را به عنوان یکی از پایه‌های شناخت به حساب آورده و بیان کرد: در کتب فلسفی ما مانند کتاب اسفار مطلبی با عنوان حجیت به اعتبار عقل عملی نداریم بله به صورت اعتباری مطرح می‌شود اما اعتبار معرفت شناسی عقلی را ندارد این است که فیلسوفان منحصر به عقل نظری می شوند.
وی در پایان یکی از چالش‌های بزرگ اسلامی در تمام نقاط دنیا را بحث فلسفه اخلاق دانسته و گفت: هنوز اخلاق به عنوان یک حوزه زنده و پویا در سنت‌های مختلف وجود دارد و از سوالات مهمی که در این زمینه مطرح می شود این است که از مهم‌ترین پایه‌های اخلاق پایه‌های عقلانی اخلاق است که آیا اخلاق عقلانی است یا نه؟آیا ارزش‌های اخلاقی حقیقتی در جهان خارج دارند؟آیا ما می‌توانیم برای آنها احکام کلی ثابت ایجاد کنیم؟

موضوعات: فعاليت هاي پژوهشی, نشست علمی
 [ 01:38:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  مدرسه پائیزه عقل در اندیشه اسلامی(جایگاه عقل در علم اصول) ...

“به گزارش معاونت پژوهش موسسه آموزش عالی حوزوی الزهراء(س) گرگان استاد ابراهیمی فر استاد درس خارج و عضو مجمع عمومی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در مدرسه پائیزه عقل در اندیشه اسلامی به بحث پیرامون جایگاه عقل در علم اصول در تاریخ 20 مهر 1402 پرداخت.
استاد درس خارج عقل را مساوی با مطلق دانش بشر دانست و گفت: واژه عقل، مشترک لفظی است در فلسفه، علم کلام و حتی در علوم تجربی معنائی متفاوت دارد.
وی واژه عقل و عقلگرایی را با تشریع در زمان پیامبر معاصر ندانسته و بیان کرد: در زمان پیامبر(ص) اصلاً نیازی به عقل و عقلگرایی نبوده پیامبر(ص) وحی را مستقیماً دریافت کرده و آن را با مردم در میان می‌گذاشت. نیازی به تصرفات عقلی خودش یا دیگران نداشت. بنابراین آنچه در زمان پیامبر (ص) صورت می گرفت ابلاغ حکم واقعی به مردم بوده است و حکم ظاهری در آن زمان وجود نداشته است.
ابراهیمی فر با توجه به این مطلب که اجتهاد زمانی است که به حکم واقعی دسترسی نباشد ادامه داد: در زمان پیامبر(ص) و ائمه علیهم السلام اجتهاد مطرح نبوده است. اجتهاد بعد از زمان تشریع مخصوصاً بعد از ائمه علیهم السلام مطرح شد اگرچه بذر اجتهاد در زمان معصومین پاشیده شد ولی رشد و نمو اجتهاد بعد از دوره غیبت شروع شد.
عضو مجمع عمومی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، مهمترین بحث فقهی را حل کردن نیازهای نوظهور اجتماعی را به وسیله اجتهاد دانسته و گفت: علمی که در علم اصول مطرح می‌شود ظن متاخم به علم یا گمان پیشرفته را می‌گویند در حالی که این علم یک علم مضاعفی نیست.
وی عقل در علم اصول را شناخت و نیروهای ادراکی دانست و اظهار داشت: عقل به صورت یک منبع برای مطالعه عقل قرار می‌گیرد یعنی دو واژه است یکی عقل به عنوان عقل منبع و واژه دیگر عقل به صورت قوه و ابزار برای کشف حقایق می باشد.
استاد ابراهیمی ادامه داد:هنگامی که عقل به عنوان ابزار باشد باید منبع داشته باشد اگر منبع او خود عقل باشد اینجا عقل مجموعه علوم و معارف(بدیهیات و آن علوم عقل عملی چیزهایی هستند که فطری در وجود انسان نهاده شده‌اند که قرآن اشاره می‌کند فالهمها فجورها و تقواها) می شود. وقتی عقل روی این معارف کار می‌کند عقل ابزاری ما، محتاج به این علم منبع است این علم منبع از خودش می‌جوشد.
عقل منبع و ابزاری باید تعریف شود و حدود و ثغور آن مشخص شود
استاد درس خارج گفت: به تلاشی که عقل برای کشف مجهولات به عنوان احکام شرعیه از معلومات خود انجام می دهد استنباط گفته می‌شود.
وی با توجه به گفته مرحوم شیخ در اوایل رسائل گفت: به دو دلیل نباید به ادراک عقلی اعتماد کنیم یکی اینکه خطا در ادراکات عقلی زیاد اتفاق می‌افتد و نکته دیگر اینکه ملاکات احکام برای عقل ما مخفی است.البته در اجتماعیات در مبحث معاملات به معنای اعم، دست و پای عقل باز است و می‌تواند ملاکات را به دست بیاورد اما در عبادات جای هیچ تلاشی برای کشف مناطات احکام نیست .چون رابطه بین دنیا و آخرت برای ما کشف نمی‌شود.
استاد درس خارج با توجه به اینکه اجتهاد در زمان معصوم (ع) توسط آنان صورت نگرفت اظهار داشت: در زمان معصوم هم بارقه‌هایی از این اجتهاد اتفاق افتاد بعضی‌ها به جهت دور بودن از امامان معصوم علیه السلام ناچار بودند در برخی مسائل به اجتهاد عمل کنند حتی بعضی از صحابه ائمه، به قیاس و رای عمل می‌کردند گرچه بعداً معلوم شد کار درستی نیست.
وی حوزه ادراکات عقلی در علم اصول را مربوط به ادراکات عملی و نظری دانسته و گفت: به دلیل اینکه فقه ما از پشتوانه‌های واقعی برخوردار است بایدها و نبایدهای فقهی مبتنی بر مصالح و مفاسد نفس الامری است این مصالح و مفاسد نفس الامری امور واقعی و تکوینی هستند که به ادراک عقل ما در می‌آید.
ابراهیمی فر در پایان گفت: علم اصول از آنجایی که بایدها و نبایدهای فقهی را به عهده می‌گیرد این بحث در آنجا مطرح می‌شود که این بایدها و نبایدها ریشه در واقعیت‌ها دارد یا فقط یک انشا است؟و لسان انشا لسان اعتبار است و ربطی به واقعیت ندارد.

موضوعات: فعاليت هاي پژوهشی, نشست علمی
 [ 01:30:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت